slagging off
کاهش دادن
slagging match
مسابقه فحاشی
slagging someone
فحش دادن به کسی
slagging it
کاهش دادن آن
slagging away
کاهش دادن
slagging you
فحش دادن به شما
slagging off work
کاهش دادن کار
slagging off friends
فحش دادن به دوستان
slagging the team
فحش دادن به تیم
slagging each other
فحش دادن به یکدیگر
he was slagging off his colleagues during the meeting.
او در حال انتقاد کردن همکارانش در طول جلسه بود.
stop slagging the new project; it has potential.
متوقف کنید انتقاد کردن از پروژه جدید؛ این پتانسیل دارد.
she spent the afternoon slagging her ex-boyfriend.
او بعد از ظهر را صرف انتقاد از دوست پسر سابقش کرد.
they were slagging off the movie online.
آنها در حال انتقاد از فیلم به صورت آنلاین بودند.
slagging off others won't improve your situation.
انتقاد کردن از دیگران وضعیت شما را بهبود نخواهد بخشید.
he’s always slagging off the management team.
او همیشه در حال انتقاد از تیم مدیریت است.
slagging the competition is not a good strategy.
انتقاد کردن از رقبا یک استراتژی خوب نیست.
she enjoys slagging off her favorite celebrity.
او از انتقاد کردن از مشهور مورد علاقه اش لذت می برد.
they were caught slagging off their boss.
آنها در حال انتقاد از رئیس خود دستگیر شدند.
slagging off the team won't help you get ahead.
انتقاد کردن از تیم به شما کمک نخواهد کرد پیشرفت کنید.
slagging off
کاهش دادن
slagging match
مسابقه فحاشی
slagging someone
فحش دادن به کسی
slagging it
کاهش دادن آن
slagging away
کاهش دادن
slagging you
فحش دادن به شما
slagging off work
کاهش دادن کار
slagging off friends
فحش دادن به دوستان
slagging the team
فحش دادن به تیم
slagging each other
فحش دادن به یکدیگر
he was slagging off his colleagues during the meeting.
او در حال انتقاد کردن همکارانش در طول جلسه بود.
stop slagging the new project; it has potential.
متوقف کنید انتقاد کردن از پروژه جدید؛ این پتانسیل دارد.
she spent the afternoon slagging her ex-boyfriend.
او بعد از ظهر را صرف انتقاد از دوست پسر سابقش کرد.
they were slagging off the movie online.
آنها در حال انتقاد از فیلم به صورت آنلاین بودند.
slagging off others won't improve your situation.
انتقاد کردن از دیگران وضعیت شما را بهبود نخواهد بخشید.
he’s always slagging off the management team.
او همیشه در حال انتقاد از تیم مدیریت است.
slagging the competition is not a good strategy.
انتقاد کردن از رقبا یک استراتژی خوب نیست.
she enjoys slagging off her favorite celebrity.
او از انتقاد کردن از مشهور مورد علاقه اش لذت می برد.
they were caught slagging off their boss.
آنها در حال انتقاد از رئیس خود دستگیر شدند.
slagging off the team won't help you get ahead.
انتقاد کردن از تیم به شما کمک نخواهد کرد پیشرفت کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید