slanging

[ایالات متحده]/ˈslæŋɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslæŋɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به زبان عامیانه\nvi. ناسزا گفتن یا توهین کردن\nvt. به زبان عامیانه صحبت کردن\nn. زبان عامیانه؛ زبان تخصصی

عبارات و ترکیب‌ها

slanging match

مشاجره لفظی

slanging words

کلمات توهین‌آمیز

slanging insults

توهین‌های لفظی

slanging off

حمله لفظی

slanging game

بازی تخریب

slanging tone

لحن تخریبی

slanging it

حمله لفظی به آن

slanging style

سبک تخریب

slanging back

تخریب در جواب

slanging around

تخریب در همه جا

جملات نمونه

he was slanging insults at his opponent during the debate.

او در طول بحث، توهین‌آمیز خطاب می‌کرد حریف خود را.

the kids were slanging words at each other on the playground.

کودکان در زمین بازی، کلمات توهین‌آمیز به یکدیگر می‌گفتند.

she didn't appreciate him slanging off her cooking.

او نمی‌خواست که او آشپزی او را تحقیر کند.

they were slanging about their favorite movies last night.

آنها شب گذشته درباره فیلم‌های مورد علاقه خود صحبت می‌کردند.

slanging can often lead to misunderstandings.

توهین‌آمیز بودن اغلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the rapper is known for slanging clever rhymes.

این رپر به خاطر قافیه‌های باهوشش شناخته شده است.

he was slanging in the locker room after the game.

او بعد از مسابقه در اتاق رختکن توهین می‌کرد.

they were slanging back and forth during the meeting.

آنها در طول جلسه به طور رفت و برگشتی توهین می‌کردند.

slanging can sometimes be a form of bonding among friends.

توهین‌آمیز بودن گاهی اوقات می‌تواند نوعی پیوند بین دوستان باشد.

he got in trouble for slanging at the teacher.

او به دلیل توهین به معلم دچار مشکل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید