slammers

[ایالات متحده]/'slæmə/
[بریتانیا]/'slæmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایی که زندانیان در آن محبوس هستند.

جملات نمونه

He was thrown in the slammer for stealing a car.

او به دلیل سرقت خودرو به زندان انداخته شد.

The notorious criminal was finally put behind bars in the slammer.

جنایتکار خطرناک سرانجام به زندان افتاد.

The police are working hard to put the drug dealers in the slammer.

پلیس سخت در تلاش است تا دلالان مواد مخدر را به زندان بفرستد.

She spent a year in the slammer for fraud.

او یک سال به دلیل کلاهبرداری در زندان گذراند.

The thief was caught and sent to the slammer.

دزد دستگیر و به زندان فرستاده شد.

The authorities are cracking down on corruption and putting corrupt officials in the slammer.

مقامات در حال مبارزه با فساد هستند و مقامات فاسد را به زندان می‌فرستند.

He faced a long sentence in the slammer for his involvement in the robbery.

او به دلیل نقش او در سرقت، با یک حکم طولانی در زندان روبرو شد.

The gang members were all sent to the slammer after the police raid.

همه اعضای باند پس از یورش پلیس به زندان فرستاده شدند.

The serial killer was finally caught and put in the slammer.

قاتل سریالی سرانجام دستگیر و به زندان فرستاده شد.

The judge sentenced the embezzler to several years in the slammer.

قاضی متهم را به چند سال زندان محکوم کرد.

نمونه‌های واقعی

All right, 10 minutes in the slammer.

خوب، 10 دقیقه در بازداشتگاه.

منبع: Modern Family - Season 05

He spent time in the Russian slammer.

او زمانی را در بازداشتگاه روسی گذراند.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

You say his owner's in the slammer?

می‌گویی صاحبش در بازداشتگاه است؟

منبع: Young Sheldon - Season 1

Like rappers, slammers do battle, but they are judged by the audience.

مثل رپرها، اسلمرها با هم مبارزه می‌کنند، اما توسط تماشاچیان قضاوت می‌شوند.

منبع: The Economist (Summary)

" There was a lot of appetite for slam here, " says Ben Kamuntu, one of Goma's early slammers.

"در اینجا اشتیاق زیادی برای اسلم وجود داشت،" بن کامونتو، یکی از اسلمرهای اولیه گوما می‌گوید.

منبع: The Economist (Summary)

Ms Zaburi and four other female slammers help women who have been raped or beaten in weekly " slam-o-therapy" workshops.

خانم زابوری و چهار اسلمر زن دیگر به زنان آزار دیده یا مورد ضرب و شتم قرار گرفته در کارگاه‌های هفتگی "اسلم-او-تراپی" کمک می‌کنند.

منبع: The Economist (Summary)

I can handle the slammer, but Caroline doesn't stand a chance.

من می‌توانم با بازداشتگاه کنار بیایم، اما کارولین شانسی ندارد.

منبع: 2 Broke Girls Season 4

I am not cut out for the slammer.

من برای بازداشتگاه مناسب نیستم.

منبع: Charlie’s Growth Diary Season 2

We all know she was in the slammer.

همه ما می‌دانیم که او در بازداشتگاه بوده است.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 7

You say his owner's in the slammer? - Yeah.

می‌گویی صاحبش در بازداشتگاه است؟ - بله.

منبع: Young Sheldon Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید