slated

[ایالات متحده]/sleɪtɪd/
[بریتانیا]/sleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و مفعول گذشته slate

عبارات و ترکیب‌ها

slated for success

برای موفقیت برنامه‌ریزی شده است

slated for release

برای انتشار برنامه‌ریزی شده است

slated to begin

برای شروع برنامه‌ریزی شده است

slated to appear

برای نمایش برنامه‌ریزی شده است

slated for review

برای بررسی برنامه‌ریزی شده است

slated for upgrade

برای ارتقا برنامه‌ریزی شده است

slated for discussion

برای بحث و گفتگو برنامه‌ریزی شده است

slated for improvement

برای بهبود برنامه‌ریزی شده است

slated for cancellation

برای لغو برنامه‌ریزی شده است

جملات نمونه

the concert is slated for next saturday.

اجرای کنسرت برای روز شنبه آینده برنامه‌ریزی شده‌است.

she is slated to start her new job next month.

او برای شروع شغل جدیدش ماه آینده برنامه‌ریزی شده‌است.

the meeting is slated to begin at 10 am.

جلسه قرار است ساعت ۱۰ صبح آغاز شود.

the movie is slated for release in december.

فیلم برای اکران در ماه دسامبر برنامه‌ریزی شده‌است.

he is slated as the keynote speaker for the event.

او به عنوان سخنران اصلی در این رویداد برنامه‌ریزی شده‌است.

the project is slated to be completed by the end of the year.

پروژه قرار است تا پایان سال به اتمام برسد.

the new policy is slated to take effect next quarter.

سیاست جدید قرار است در سه ماهه آینده اجرایی شود.

she is slated to win the award this year.

او برای برنده شدن جایزه امسال برنامه‌ریزی شده‌است.

the renovations are slated to begin in early spring.

بازسازی‌ها قرار است در اوایل بهار آغاز شود.

the team is slated to travel for the championship game.

تیم برای بازی قهرمانی قرار است سفر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید