slaughtered animals
حیوانات کشته شده
slaughtered livestock
دامهای کشت شده
slaughtered cattle
گاوهای کشت شده
slaughtered sheep
گوسفندان کشت شده
slaughtered poultry
مرغ و طیور کشت شده
slaughtered goats
بزهای کشت شده
slaughtered deer
گوزنهای کشت شده
slaughtered fish
ماهیهای کشت شده
slaughtered hogs
خوکهای کشت شده
slaughtered animals' meat
گوشت حیوانات کشت شده
the animals were slaughtered for their meat.
حیوانات برای گوشتشان ذبح شدند.
many fish are slaughtered during the fishing season.
در فصل ماهیگیری، ماهیهای زیادی ذبح میشوند.
the farmers slaughtered the cattle in the fall.
کشاورزان در پاییز، دامها را ذبح کردند.
he felt guilty after watching the animals being slaughtered.
پس از تماشای ذبح حیوانات، او احساس گناه کرد.
slaughtered animals must be processed quickly.
حیوانات ذبح شده باید به سرعت فرآوری شوند.
they protested against the way animals were slaughtered.
آنها با نحوه ذبح حیوانات اعتراض کردند.
in some cultures, animals are slaughtered during festivals.
در برخی فرهنگها، حیوانات در جشنوارهها ذبح میشوند.
the documentary showed how pigs are slaughtered.
فیلم مستند نشان داد که چگونه خوکها ذبح میشوند.
he was raised on a farm where they slaughtered chickens.
او در مزرعهای بزرگ شد که در آن مرغها ذبح میشدند.
she advocates for humane treatment before animals are slaughtered.
او از رفتار انسانی با حیوانات قبل از ذبح حمایت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید