slaughtered

[ایالات متحده]/ˈslɔːtəd/
[بریتانیا]/ˈslɔːtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت کشتار

عبارات و ترکیب‌ها

slaughtered animals

حیوانات کشته شده

slaughtered livestock

دام‌های کشت شده

slaughtered cattle

گاوهای کشت شده

slaughtered sheep

گوسفندان کشت شده

slaughtered poultry

مرغ و طیور کشت شده

slaughtered goats

بزهای کشت شده

slaughtered deer

گوزن‌های کشت شده

slaughtered fish

ماهی‌های کشت شده

slaughtered hogs

خوک‌های کشت شده

slaughtered animals' meat

گوشت حیوانات کشت شده

جملات نمونه

the animals were slaughtered for their meat.

حیوانات برای گوشتشان ذبح شدند.

many fish are slaughtered during the fishing season.

در فصل ماهیگیری، ماهی‌های زیادی ذبح می‌شوند.

the farmers slaughtered the cattle in the fall.

کشاورزان در پاییز، دام‌ها را ذبح کردند.

he felt guilty after watching the animals being slaughtered.

پس از تماشای ذبح حیوانات، او احساس گناه کرد.

slaughtered animals must be processed quickly.

حیوانات ذبح شده باید به سرعت فرآوری شوند.

they protested against the way animals were slaughtered.

آنها با نحوه ذبح حیوانات اعتراض کردند.

in some cultures, animals are slaughtered during festivals.

در برخی فرهنگ‌ها، حیوانات در جشنواره‌ها ذبح می‌شوند.

the documentary showed how pigs are slaughtered.

فیلم مستند نشان داد که چگونه خوک‌ها ذبح می‌شوند.

he was raised on a farm where they slaughtered chickens.

او در مزرعه‌ای بزرگ شد که در آن مرغ‌ها ذبح می‌شدند.

she advocates for humane treatment before animals are slaughtered.

او از رفتار انسانی با حیوانات قبل از ذبح حمایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید