slaughterer

[ایالات متحده]/[ˈslɔːtərər]/
[بریتانیا]/[ˈslɔːtərər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که حیوانات را کشته، به ویژه برای غذا؛ فردی که به صورت گسترده کشته یا نابود می‌کند.
v. کشتن یا کشتار حیوانات، به ویژه برای غذا؛ کشتن یا نابود کردن به صورت گسترده.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

slaughterer's knife

چاق گوشت‌کش

experienced slaughterer

گوشت‌کش با تجربه

slaughterer working

گوشت‌کش در حال کار

young slaughterer

گوشت‌کش جوان

slaughterer's duty

وظیفه گوشت‌کش

skilled slaughterer

گوشت‌کش ماهر

slaughterer leaving

گوشت‌کش در حال رفتن

slaughterer returning

گوشت‌کش در حال بازگشت

slaughterer's tools

ابزار گوشت‌کش

local slaughterer

گوشت‌کش محلی

جملات نمونه

the slaughterer skillfully wielded the cleaver, preparing the livestock for processing.

کشتارگر به خوبی چاقوی بزرگ را به کار گرفت و حیوانات را برای پردازش آماده کرد.

animal rights activists protested against the slaughterer's practices at the factory farm.

فعالان حقوق حیوانات در برابر روش‌های کشتارگر در کارخانه گوشت مخالفت کردند.

the experienced slaughterer had worked at the plant for over twenty years.

کشتارگر تجربه‌دار بیش از دو دهه در این کارخانه کار کرده بود.

the slaughterer's job was physically demanding and emotionally challenging.

کار کشتارگر از نظر جسمی سخت و از نظر عاطفی چالش‌برانگیز بود.

regulations strictly govern the activities of a slaughterer to ensure humane treatment.

قوانین فعالیت‌های کشتارگر را به طور سخت‌گیرانه کنترل می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که حیوانات با حمایت انسانی درآورده می‌شوند.

the young apprentice watched the slaughterer carefully, eager to learn the trade.

شاگرد جوان با دقت کشتارگر را نگاه می‌کرد و علاقه‌مند به یادگیری این حرفه بود.

the slaughterer meticulously cleaned and prepared the carcasses for inspection.

کشتارگر با دقت گوشت‌های کشته شده را تمیز کرد و آن‌ها را برای بررسی آماده کرد.

the slaughterer used specialized tools to efficiently process the animals.

کشتارگر از ابزارهای ویژه‌ای استفاده کرد تا حیوانات را به طور کارآمد پردازش کند.

the slaughterer's work required a strong stomach and a focused mind.

کار کشتارگر نیاز به معده‌ای قوی و ذهنی متمرکز دارد.

the local butcher shop employed a skilled slaughterer to provide fresh meat.

کشتارگر ماهر در فروشگاه گوشت محلی استخدام شد تا گوشت تازه را فراهم کند.

the slaughterer followed strict hygiene protocols to prevent contamination.

کشتارگر به دقت پروتکل‌های بهداشتی را رعایت کرد تا از آلودگی جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید