slaving

[ایالات متحده]/ˈsleɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsleɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مجبور کردن کسی به کار به عنوان برده

عبارات و ترکیب‌ها

slaving away

بیکس تلاش کردن

slaving over

سعی و تلاش زیاد

slaving for

برای انجام کار زیاد تلاش کردن

slaving it

سعی کردن برای انجام دادن آن

slaving hard

سخت کار کردن

slaving nonstop

بدون وقفه کار کردن

slaving daily

روزانه کار کردن

slaving endlessly

بی وقفه و بی انتها کار کردن

slaving away hours

ساعت ها تلاش کردن

slaving to survive

برای زنده ماندن تلاش کردن

جملات نمونه

he spent the entire weekend slaving over his homework.

او آخر هفته را به سختی روی تکالیف خود کار کرد.

they were slaving away in the kitchen preparing for the big feast.

آنها در آشپزخانه برای آماده شدن برای جشن بزرگ به سختی کار می کردند.

she felt like she was slaving for her ungrateful boss.

او احساس می کرد که برای رئیس ناپسندش سخت کار می کند.

after slaving all day, he finally took a break.

بعد از اینکه تمام روز سخت کار کرد، بالاخره استراحت کرد.

slaving away at the office, he missed his family time.

در حالی که در دفتر به سختی کار می کرد، وقت خانواده را از دست داد.

she was slaving to meet the tight deadline.

او برای رسیدن به مهلت مقرر سخت کار می کرد.

they found themselves slaving for a project that was never appreciated.

آنها متوجه شدند که برای پروژه ای که هرگز مورد قدردانی قرار نگرفت سخت کار می کنند.

he was slaving away at his job, hoping for a promotion.

او در حالی که در شغل خود سخت کار می کرد، امیدوار بود که ترفیع بگیرد.

slaving through the night, she finally finished her report.

در حالی که شب را سخت کار می کرد، بالاخره گزارش خود را تمام کرد.

she felt exhausted after slaving over the details of the event.

او بعد از اینکه تمام جزئیات رویداد را سخت کار کرد، احساس خستگی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید