sleeplessnesses epidemic
شیوع بیخوابی
sleeplessnesses impact
تاثیر بیخوابی
sleeplessnesses solutions
راه حل های بیخوابی
sleeplessnesses causes
علت های بیخوابی
sleeplessnesses effects
اثرات بیخوابی
sleeplessnesses management
مدیریت بیخوابی
sleeplessnesses treatment
درمان بیخوابی
sleeplessnesses strategies
استراتژی های بیخوابی
sleeplessnesses symptoms
علائم بیخوابی
sleeplessnesses research
تحقیقات بیخوابی
her sleeplessnesses were becoming a serious issue.
بیخوابیهای او داشتند به یک مشکل جدی تبدیل میشدند.
he tried various remedies for his sleeplessnesses.
او درمانهای مختلفی را برای بیخوابیهایش امتحان کرد.
the sleeplessnesses affected her concentration at work.
بیخوابیها باعث کاهش تمرکز او در محل کار شد.
many people suffer from sleeplessnesses due to stress.
بسیاری از افراد به دلیل استرس از بیخوابی رنج میبرند.
she documented her sleeplessnesses in a journal.
او بیخوابیهایش را در یک دفترچه یادداشت ثبت کرد.
his sleeplessnesses led to health problems.
بیخوابیهای او منجر به مشکلات سلامتی شد.
they discussed their sleeplessnesses during the support group.
آنها بیخوابیهای خود را در طول جلسه حمایتی مورد بحث قرار دادند.
finding a solution to her sleeplessnesses became a priority.
پیدا کردن راه حلی برای بیخوابیهای او به اولویت تبدیل شد.
he sought professional help for his sleeplessnesses.
او برای بیخوابیهایش به دنبال کمک حرفهای بود.
her sleeplessnesses were a result of her busy lifestyle.
بیخوابیهای او نتیجه سبک زندگی پرمشغله او بود.
sleeplessnesses epidemic
شیوع بیخوابی
sleeplessnesses impact
تاثیر بیخوابی
sleeplessnesses solutions
راه حل های بیخوابی
sleeplessnesses causes
علت های بیخوابی
sleeplessnesses effects
اثرات بیخوابی
sleeplessnesses management
مدیریت بیخوابی
sleeplessnesses treatment
درمان بیخوابی
sleeplessnesses strategies
استراتژی های بیخوابی
sleeplessnesses symptoms
علائم بیخوابی
sleeplessnesses research
تحقیقات بیخوابی
her sleeplessnesses were becoming a serious issue.
بیخوابیهای او داشتند به یک مشکل جدی تبدیل میشدند.
he tried various remedies for his sleeplessnesses.
او درمانهای مختلفی را برای بیخوابیهایش امتحان کرد.
the sleeplessnesses affected her concentration at work.
بیخوابیها باعث کاهش تمرکز او در محل کار شد.
many people suffer from sleeplessnesses due to stress.
بسیاری از افراد به دلیل استرس از بیخوابی رنج میبرند.
she documented her sleeplessnesses in a journal.
او بیخوابیهایش را در یک دفترچه یادداشت ثبت کرد.
his sleeplessnesses led to health problems.
بیخوابیهای او منجر به مشکلات سلامتی شد.
they discussed their sleeplessnesses during the support group.
آنها بیخوابیهای خود را در طول جلسه حمایتی مورد بحث قرار دادند.
finding a solution to her sleeplessnesses became a priority.
پیدا کردن راه حلی برای بیخوابیهای او به اولویت تبدیل شد.
he sought professional help for his sleeplessnesses.
او برای بیخوابیهایش به دنبال کمک حرفهای بود.
her sleeplessnesses were a result of her busy lifestyle.
بیخوابیهای او نتیجه سبک زندگی پرمشغله او بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید