reposed

[ایالات متحده]/rɪˈpəʊzd/
[بریتانیا]/rɪˈpoʊzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته مشارک از repose

عبارات و ترکیب‌ها

reposed trust

اعتماد گذاشته شده

reposed faith

ایمان گذاشته شده

reposed energy

انرژی گذاشته شده

reposed spirit

روح گذاشته شده

reposed thoughts

افکار گذاشته شده

reposed confidence

اعتماد به نفس گذاشته شده

reposed beauty

زیبایی گذاشته شده

reposed state

وضعیت گذاشته شده

reposed position

موقعیت گذاشته شده

reposed mind

ذهن گذاشته شده

جملات نمونه

the cat reposed on the sunny windowsill.

گربه روی طاقچه آفتابی استراحت می‌کرد.

she reposed her trust in her best friend.

او اعتماد خود را به بهترین دوستش داشت.

after a long day, he reposed in his favorite chair.

بعد از یک روز طولانی، او در صندلی مورد علاقه خود استراحت کرد.

the old man reposed peacefully in the garden.

مرد پیر به صلح در باغ استراحت کرد.

they reposed their hopes on the new project.

آنها امید خود را به پروژه جدید گذاشتند.

she reposed in the tranquil atmosphere of the library.

او در فضای آرام کتابخانه استراحت کرد.

he reposed his head on her shoulder.

او سرش را روی شانه او گذاشت.

the dog reposed contentedly at its owner's feet.

سگ به رضایت در پای صاحبش استراحت کرد.

they reposed their faith in the new leader.

آنها ایمان خود را به رهبر جدید گذاشتند.

as the sun set, the landscape reposed in golden light.

همانطور که خورشید غروب می کرد، منظره در نور طلایی استراحت می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید