reposed trust
اعتماد گذاشته شده
reposed faith
ایمان گذاشته شده
reposed energy
انرژی گذاشته شده
reposed spirit
روح گذاشته شده
reposed thoughts
افکار گذاشته شده
reposed confidence
اعتماد به نفس گذاشته شده
reposed beauty
زیبایی گذاشته شده
reposed state
وضعیت گذاشته شده
reposed position
موقعیت گذاشته شده
reposed mind
ذهن گذاشته شده
the cat reposed on the sunny windowsill.
گربه روی طاقچه آفتابی استراحت میکرد.
she reposed her trust in her best friend.
او اعتماد خود را به بهترین دوستش داشت.
after a long day, he reposed in his favorite chair.
بعد از یک روز طولانی، او در صندلی مورد علاقه خود استراحت کرد.
the old man reposed peacefully in the garden.
مرد پیر به صلح در باغ استراحت کرد.
they reposed their hopes on the new project.
آنها امید خود را به پروژه جدید گذاشتند.
she reposed in the tranquil atmosphere of the library.
او در فضای آرام کتابخانه استراحت کرد.
he reposed his head on her shoulder.
او سرش را روی شانه او گذاشت.
the dog reposed contentedly at its owner's feet.
سگ به رضایت در پای صاحبش استراحت کرد.
they reposed their faith in the new leader.
آنها ایمان خود را به رهبر جدید گذاشتند.
as the sun set, the landscape reposed in golden light.
همانطور که خورشید غروب می کرد، منظره در نور طلایی استراحت می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید