scuffing

[ایالات متحده]/ˈskʌfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskʌfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییر شکل؛ خراش؛ سایش
v. با پا کشیدن راه رفتن؛ ساییدن (فرم -ing از scuff)

عبارات و ترکیب‌ها

scuffing shoes

کفش‌های پاره

scuffing surface

سطح پاره

scuffing marks

علامت‌های ساییدگی

scuffing paint

رنگ ساییده شده

scuffing floor

کفپوش ساییده شده

scuffing boots

نیم‌بوت‌های پاره

scuffing edges

لبه‌های ساییده شده

scuffing leather

چرم ساییده شده

scuffing carpet

فرش ساییده شده

جملات نمونه

be careful not to start scuffing the floor with your shoes.

هنگام راه رفتن مراقب باشید کف زمین را با کفش‌هایتان خراش ندهید.

the kids were scuffing their sneakers while playing outside.

بچه ها در حین بازی در فضای باز، کفش های ورزشی خود را خراش می دادند.

scuffing the surface of the table can damage the finish.

خراشیدن سطح میز می تواند به روکش آسیب برساند.

he noticed scuffing on his new shoes after just one day.

او متوجه خراش روی کفش های جدیدش پس از یک روز شد.

the scuffing on the walls was caused by moving furniture.

خراش روی دیوارها ناشی از جابجایی مبلمان بود.

she tried to clean the scuffing marks off her favorite bag.

او سعی کرد لکه های خراش را از کیف مورد علاقه اش پاک کند.

scuffing can be prevented by using protective covers.

می توان از خراش با استفاده از روکش های محافظتی جلوگیری کرد.

he was frustrated by the scuffing on his freshly polished car.

او از خراشی که روی ماشین تازه براق شده اش ایجاد شده بود، ناامید شد.

they had to replace the carpet due to excessive scuffing.

آنها مجبور شدند فرش را به دلیل خراش بیش از حد تعویض کنند.

scuffing the paint can lead to rust on metal surfaces.

خراشیدن رنگ می تواند منجر به زنگ زدگی سطوح فلزی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید