slighted by
تحقیر شده توسط
slighted feelings
احساسات تحقیر شده
slighted remarks
اظهارات تحقیرآمیز
slighted party
حزب تحقیر شده
slighted individual
فرد تحقیر شده
slighted response
پاسخ تحقیرآمیز
slighted honor
افتخار تحقیر شده
slighted opportunity
فرصت تحقیر شده
slighted status
وضعیت تحقیر شده
slighted attention
توجه تحقیر شده
she felt slighted when her ideas were ignored in the meeting.
او احساس کرد که وقتی ایدههایش در جلسه نادیده گرفته شد، مورد بیتوجهی قرار گرفته است.
he was slighted by his colleagues for not participating in the project.
او به دلیل عدم مشارکت در پروژه توسط همکارانش مورد بیتوجهی قرار گرفت.
after being slighted at the party, she decided to leave early.
پس از اینکه در مهمانی مورد بیتوجهی قرار گرفت، تصمیم گرفت زودتر برود.
feeling slighted, he confronted his friend about the situation.
احساس بیتوجهی کرد، با دوستش در مورد این موضوع روبرو شد.
she didn't want to slight anyone, so she invited everyone.
او نمیخواست کسی را مورد بیتوجهی قرار دهد، بنابراین همه را دعوت کرد.
he was slighted by the lack of recognition for his hard work.
او به دلیل عدم قدردانی از تلاشهایش مورد بیتوجهی قرار گرفت.
it was unintentional, but she felt slighted by the comment.
این اتفاق ناخواسته بود، اما او احساس کرد که به دلیل این اظهار نظر مورد بیتوجهی قرار گرفته است.
they slighted her contributions, which made her reconsider her role.
آنها از مشارکتهای او غافل شدند که باعث شد او نقش خود را دوباره مورد بررسی قرار دهد.
he tried not to slight anyone during the team discussions.
او سعی کرد در طول بحثهای گروهی کسی را مورد بیتوجهی قرار ندهد.
being slighted repeatedly can affect a person's confidence.
مورد بیتوجهی قرار گرفتن مکرر میتواند بر اعتماد به نفس یک فرد تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید