sline

[ایالات متحده]/slaɪn/
[بریتانیا]/slaɪn/

ترجمه

n. شکستگی یا درز افقی در سنگ
Word Forms
جمعslines

عبارات و ترکیب‌ها

slip sline

لغزش خط

smooth sline

خط صاف

sline chart

نمودار خطی

data sline

خط داده

sline graph

نمودار خط

sline trend

روند خطی

sline model

مدل خطی

sline function

تابع خطی

basic sline

خط اساسی

final sline

خط نهایی

جملات نمونه

she decided to sline her way through the crowd.

او تصمیم گرفت از میان جمعیت راه خود را باز کند.

he tried to sline into the conversation unnoticed.

او سعی کرد به طور نامحسوس وارد گفتگو شود.

the athlete managed to sline past his competitors.

ورزشکار موفق شد از کنار رقبای خود عبور کند.

she used humor to sline the tension in the room.

او از شوخ طبعی برای کاهش تنش در اتاق استفاده کرد.

you need to sline your way to the top in this industry.

شما باید در این صنعت راه خود را به سمت بالا باز کنید.

he can sline through difficult situations with ease.

او به راحتی می‌تواند از پس شرایط دشوار برآید.

the cat tried to sline out of the room quietly.

گربه سعی کرد به آرامی از اتاق خارج شود.

she had to sline around the obstacles in her path.

او باید از موانع سر راه خود دور می‌زد.

he always knows how to sline into a good opportunity.

او همیشه می‌داند چگونه وارد یک فرصت خوب شود.

they managed to sline their way into the exclusive party.

آنها موفق شدند راه خود را به مهمانی انحصاری باز کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید