slopping

[ایالات متحده]/ˈslɒpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslɑːpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرریز شدن یا ریختن; در گل یا لجن راه رفتن; به بیرون ریختن (مایع); استراحت کردن; پاشیدن (در یک مبدل)

عبارات و ترکیب‌ها

slopping around

در حال لغزش به اطراف

slopping over

سرریز کردن

slopping out

بیرون ریختن

slopping in

وارد شدن

slopping down

به سمت پایین لغزش

slopping back

برگشتن

slopping off

ترک کردن

slopping up

تمیز کردن

slopping through

عبور کردن

slopping it

آن را لغزش دادن

جملات نمونه

he was slopping water all over the floor while cleaning.

او در حال آب ریختن روی زمین در حین تمیز کردن بود.

the children were slopping around in the mud after the rain.

کودکان بعد از باران در گل به این طرف و آن طرف می ریختند.

she noticed him slopping his drink all over the table.

او متوجه شد که او نوشیدنی خود را روی میز می ریزد.

the chef was slopping sauce onto the plate carelessly.

سرآشپز به طرز بی احتیاطی سس را روی بشقاب می ریخت.

he was slopping paint on the canvas with enthusiasm.

او با اشتیاق رنگ را روی بوم می ریخت.

the dog was slopping water everywhere after its bath.

سگ بعد از حمام آب را همه جا می ریخت.

they were slopping around in the pool during the summer.

آنها در طول تابستان در استخر به این طرف و آن طرف می ریختند.

he was slopping through the puddles on his way home.

او در راه خانه از میان لکه های آب عبور می کرد.

the kids were slopping their snacks all over the couch.

کودکان میان وعده های خود را روی مبل می ریختند.

she was slopping the mop on the floor to clean it.

او برای تمیز کردن کف زمین سقف را روی زمین می ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید