spilling coffee
ریختن قهوه
spilling water
ریختن آب
spilling tea
ریختن چای
spilling juice
ریختن آبمیوه
spilling milk
ریختن شیر
spilling beans
ریختن حبوبات
spilling secrets
افشای رازها
spilling paint
ریختن رنگ
spilling oil
ریختن روغن
spilling drinks
ریختن نوشیدنی
the child is spilling juice all over the table.
کودک تمام آبمیوه را روی میز میریزد.
she was spilling secrets during the conversation.
او در حین صحبت کردن رازها را فاش میکرد.
he accidentally started spilling paint on the floor.
او ناخواسته شروع به ریختن رنگ روی زمین کرد.
spilling water on the keyboard can damage it.
ریختن آب روی صفحه کلید میتواند به آن آسیب برساند.
the dog was spilling food everywhere while eating.
سگ در حین خوردن غذا همه جا غذا میریخت.
she is spilling her thoughts into her journal.
او افکار خود را در دفترچه یادداشتش مینویسد.
they were spilling drinks at the party last night.
آنها شب گذشته در مهمانی نوشیدنیها را میریختند.
spilling coffee on your shirt is always a hassle.
ریختن قهوه روی پیراهن همیشه دردسرساز است.
he kept spilling his thoughts during the meeting.
او در طول جلسه مدام افکار خود را بیان میکرد.
spilling the beans about the surprise party was a mistake.
فاش کردن راز مهمانی غافلگیری اشتباه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید