slovens

[ایالات متحده]/ˈslʌvən/
[بریتانیا]/ˈslɑːvən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی تنبل یا نامرتب؛ فردی که نسبت به ظاهر خود بی‌توجه است

عبارات و ترکیب‌ها

sloven attitude

نگاه مثبت

sloven appearance

ظاهر خوب

sloven behavior

رفتار خوب

sloven lifestyle

سبک زندگی سالم

sloven habits

عادات خوب

sloven condition

وضعیت خوب

sloven home

خانه مرتب

sloven workspace

فضای کار مرتب

sloven attire

لباس مناسب

sloven surroundings

محیط پاکیزه

جملات نمونه

he is such a sloven that he never cleans his room.

او چنان بی‌نظمی دارد که اتاق خود را هرگز تمیز نمی‌کند.

her slovenly appearance made a bad impression at the interview.

ظاهر بی‌نظم او در مصاحبه تاثیر بدی داشت.

being a sloven can lead to health issues.

بی‌نظمی می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

he was criticized for his sloven habits.

او به خاطر عادت‌های بی‌نظمش مورد انتقاد قرار گرفت.

don't be a sloven; clean up after yourself.

بی‌نظم نباشید؛ بعد از خودتان جمع کنید.

her sloven lifestyle affected her work performance.

سبک زندگی بی‌نظم او بر عملکرد کاری‌اش تاثیر گذاشت.

he always dresses in a sloven manner.

او همیشه به روشی بی‌نظم لباس می‌پوشد.

sloven behavior is often frowned upon in professional settings.

رفتار بی‌نظم اغلب در محیط‌های حرفه‌ای ناپسند تلقی می‌شود.

she tried to hide her sloven habits from her friends.

او سعی کرد عادت‌های بی‌نظم خود را از دوستانش پنهان کند.

his sloven nature was evident in his disorganized desk.

طبع بی‌نظم او در میز نامرتبش آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید