squalid

[ایالات متحده]/ˈskwɒlɪd/
[بریتانیا]/ˈskwɑːlɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کثیف
کثیف
بدجنس

عبارات و ترکیب‌ها

a squalid apartment

یک آپارتمان کثیف و بی‌ارزش

squalid living conditions

شرایط زندگی نامناسب و کثیف

جملات نمونه

the squalid, overcrowded prison.

زندان کثیف و بیش از حد شلوغ

lived in a squalid apartment.

در یک آپارتمان نامرتب زندگی می‌کرد.

They live in a squalid hut in the poorest part of the village.

آنها در یک کلبه کثیف و بد در فقیرترین بخش دهکده زندگی می کنند.

a squalid attempt to save themselves from electoral embarrassment.

تلاش کثیف برای نجات خود از شرمندگی انتخاباتی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید