slugabed

[ایالات متحده]/ˈslʌɡəˌbɛd/
[بریتانیا]/ˈslʌɡəˌbɛd/

ترجمه

n. شخصی که دیر در رختخواب می‌ماند
شکل‌های واژه
جمعslugabeds

عبارات و ترکیب‌ها

lazy slugabed

بهمیی تنبل

slugabed lifestyle

سبک زندگی slugabed

slugabed habits

عادت های slugabed

slugabed attitude

نگاه slugabed

slugabed mornings

صبح های slugabed

slugabed behavior

رفتار slugabed

slugabed tendencies

تمایلات slugabed

slugabed lifestyle choice

انتخاب سبک زندگی slugabed

chronic slugabed

slugabed مزمن

slugabed routine

برنامه روزانه slugabed

جملات نمونه

he's such a slugabed that he rarely gets out of bed before noon.

او آنقدر خسته به خود اجازه می‌دهد که به ندرت قبل از ظهر از رختخواب بیرون می‌آید.

being a slugabed can lead to missed opportunities.

خسته بودن می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

don't be a slugabed; get up and start your day!

خسته نباشید؛ بلند شوید و روز خود را شروع کنید!

she called him a slugabed for sleeping in on weekends.

او به خاطر خوابیدن در آخر هفته او را خسته به خود اجازه داد.

slugabeds often complain about their lack of productivity.

خسته‌ها اغلب در مورد کمبود بهره‌وری خود شکایت می‌کنند.

his slugabed habits are starting to affect his health.

عادت‌های خسته بودن او شروع به تأثیرگذاری بر سلامتی‌اش کرده است.

it's hard to motivate a slugabed to join the gym.

تشویق یک خسته به پیوستن به باشگاه سخت است.

she decided to stop being a slugabed and pursue her dreams.

او تصمیم گرفت خسته بودن را کنار بگذارد و به دنبال رویاهایش برود.

being labeled a slugabed can be quite discouraging.

برچسب خوردن به عنوان یک خسته می‌تواند بسیار ناامیدکننده باشد.

his friends tease him for being such a slugabed.

دوستانش او را به خاطر اینکه آنقدر خسته است، مسخره می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید