slumberous night
شب آرام
slumberous sea
دریاچه آرام
slumberous gaze
نگاه آرام
slumberous whisper
نجوا آرام
slumberous breeze
نسیم آرام
slumberous peace
آرامش آرام
slumberous lullaby
آهنگ تودای آرام
slumberous world
جهان آرام
slumberous afternoon
بعد از ظهر آرام
slumberous thoughts
افکار آرام
the slumberous afternoon sun made everyone drowsy.
خورشید بعد از ظهر آرام بخش باعث خواب آلودگی همه شد.
in the slumberous town, time seemed to stand still.
در شهر آرام بخش، به نظر می رسید زمان متوقف شده است.
the slumberous melody lulled the children to sleep.
ملودی آرام بخش کودکان را به خواب برد.
she spoke in a slumberous tone that made everyone relax.
او با لحنی آرام بخش صحبت کرد که باعث آرامش همه شد.
the slumberous waves gently kissed the shore.
امواج آرام بخش به آرامی ساحل را بوسیدند.
he felt a slumberous fatigue after the long journey.
او بعد از سفر طولانی احساس خستگی آرام بخشی کرد.
the slumberous silence of the forest was comforting.
سکوت آرام بخش جنگل دلپذیر بود.
they enjoyed a slumberous evening by the fireplace.
آنها از یک بعد از ظهر آرام بخش کنار شومینه لذت بردند.
the slumberous sky hinted at the approaching night.
آسمان آرام بخش به شب رو به پیش اشاره کرد.
as the day ended, a slumberous calm enveloped the city.
همانطور که روز به پایان می رسید، آرامش آرام بخشی شهر را فرا گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید