slummy

[ایالات متحده]/ˈslʌmi/
[بریتانیا]/ˈslʌmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ویژگی یا شباهت به حلبی‌آباد

عبارات و ترکیب‌ها

slummy area

منطقه فقیرنشین

slummy neighborhood

محله فقیرنشین

slummy street

خیابان فقیرنشین

slummy house

خانه فقیرنشین

slummy conditions

شرایط فقیرنشین

slummy vibe

فضای فقیرنشین

slummy flats

آپارتمان‌های فقیرنشین

slummy block

بلاک فقیرنشین

slummy zone

منطقه فقیرنشین

slummy lifestyle

سبک زندگی فقیرنشین

جملات نمونه

the slummy neighborhood was filled with abandoned buildings.

محله فقیرنشین پر از ساختمان‌های متروکه بود.

many people avoid slummy areas due to safety concerns.

بسیاری از مردم به دلیل نگرانی‌های ایمنی از رفتن به مناطق فقیرنشین خودداری می‌کنند.

she grew up in a slummy part of town.

او در یک منطقه فقیرنشین شهر بزرگ شد.

the hotel was surprisingly nice despite being in a slummy area.

با وجود قرار گرفتن در یک منطقه فقیرنشین، هتل به طرز شگفت انگیزی خوب بود.

he decided to renovate the slummy apartment he bought.

او تصمیم گرفت آپارتمان فقیرنشینی که خریده بود را بازسازی کند.

living in a slummy environment can affect mental health.

زندگی در یک محیط فقیرنشین می‌تواند بر سلامت روان تأثیر بگذارد.

the city council plans to clean up the slummy streets.

شورای شهر قصد دارد خیابان‌های فقیرنشین را پاکسازی کند.

he often complained about the slummy conditions of the public housing.

او اغلب در مورد شرایط فقیرانه مسکن عمومی شکایت می‌کرد.

there are many stories about people living in slummy conditions.

داستان‌های زیادی در مورد افرادی که در شرایط فقیرانه زندگی می‌کنند وجود دارد.

the documentary highlighted the issues in slummy neighborhoods.

مستند مسائل موجود در محله‌های فقیرنشین را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید