upscale

[ایالات متحده]/ʌpˈskeɪl/
[بریتانیا]/ʌpˈskeɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طراحی شده برای یا جذاب برای مصرف‌کنندگان با درآمد بالا؛ از کیفیت برتر و قیمت بالا
vt. به سطح یا استاندارد بالاتر ارتقاء دادن؛ برای مصرف‌کنندگان با درآمد بالا خدمات ارائه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

upscale restaurant

رستوران لوکس

upscale shopping

خرید لوکس

upscale hotel

هتل لوکس

upscale brand

برند لوکس

upscale market

بازار لوکس

upscale service

خدمات لوکس

upscale neighborhood

محله لوکس

upscale event

رویداد لوکس

upscale lifestyle

سبک زندگی لوکس

upscale goods

کالا‌های لوکس

جملات نمونه

the hotel offers upscale amenities for its guests.

هتل امکانات لوکس برای مهمانان خود ارائه می‌دهد.

she prefers to shop at upscale boutiques.

او ترجیح می‌دهد در بوتیک‌های لوکس خرید کند.

they decided to upscale their restaurant's menu.

آنها تصمیم گرفتند منوی رستوران خود را ارتقا دهند.

the upscale neighborhood attracts wealthy buyers.

محله لوکس خریداران ثروتمند را جذب می‌کند.

he drives an upscale luxury car.

او یک ماشین لوکس رانندگی می‌کند.

they are planning to upscale their marketing strategy.

آنها در حال برنامه‌ریزی برای ارتقای استراتژی بازاریابی خود هستند.

the event was held in an upscale venue.

این رویداد در یک مکان لوکس برگزار شد.

upscale dining experiences are becoming more popular.

تجربیات غذا خوردن لوکس محبوبیت بیشتری پیدا می‌کنند.

the fashion brand is known for its upscale designs.

این برند مد به خاطر طرح‌های لوکسش شناخته شده است.

upscale living is often associated with luxury.

زندگی لوکس اغلب با تجمل همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید