small-cap

[ایالات متحده]/[smɔːl ˈkæp]/
[بریتانیا]/[smɔːl ˈkæp]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سهامی که پایین‌ترین سرمایه بازار را دارد؛ شرکتی که سرمایه بازار نسبتاً پایینی دارد.
adj. مربوط به یا ویژگی سهام یا شرکت‌های کوچک‌سرمایه.

عبارات و ترکیب‌ها

small-cap stock

سهام کوچک پایه

small-cap companies

شرکت‌های کوچک پایه

investing in small-caps

سرمایه گذاری در سهام کوچک پایه

small-cap sector

بخش کوچک پایه

small-cap fund

صندوق کوچک پایه

small-cap growth

رشد کوچک پایه

small-cap market

بازار کوچک پایه

small-cap value

ارزش کوچک پایه

small-cap potential

پتانسیل کوچک پایه

small-cap exposure

دسترسی کوچک پایه

جملات نمونه

we need to conduct a small-cap stock analysis before investing.

قبل از سرمایه گذاری، ما نیاز داریم تحلیلی در مورد سهام کوچک را انجام دهیم.

the fund manager specializes in small-cap companies with high growth potential.

مدیر صندوق در زمینه شرکت های کوچک با پتانسیل رشد بالا متخصص است.

small-cap investing can offer higher returns but also carries greater risk.

سرمایه گذاری در سهام کوچک می تواند بازده بالاتری ارائه دهد، اما همچنین ریسک بیشتری نیز دارد.

he's researching small-cap biotech firms for potential acquisition targets.

او در حال تحقیق در مورد شرکت های بیوتکنولوژی کوچک به منظور شناسایی اهداف خریداری ممکن است.

the small-cap market often outperforms large-cap stocks during economic expansions.

در دوره های گسترش اقتصادی، بازار سهام کوچک معمولاً عملکرد بهتری نسبت به سهام بزرگ دارد.

diversifying your portfolio with small-cap stocks can reduce overall risk.

تنوع بخشیدن به پرتفولیو شما با استفاده از سهام کوچک می تواند ریسک کلی را کاهش دهد.

she presented a compelling case for investing in small-cap energy companies.

او یک دلیل مقنن برای سرمایه گذاری در شرکت های انرژی کوچک ارائه داد.

the analyst recommended a small-cap technology company with strong fundamentals.

تحلیلگر یک شرکت فناوری کوچک با اساسهای قوی را توصیه کرد.

we're looking for undervalued small-cap companies with a competitive advantage.

ما در حال جستجوی شرکت های کوچکی هستیم که ارزششان کمتر از ارزش واقعی آنها تلقی می شود و دارای مزیت رقابتی هستند.

the initial public offering (ipo) was for a promising small-cap software firm.

طرح اولیه ارائه به عموم (ای پی اُو) برای یک شرکت نرم افزار کوچک و موفق بود.

he actively manages a portfolio focused on small-cap value stocks.

او به طور فعال یک پرتفولیو مدیریت می کند که به سهام ارزشی کوچک متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید