blue-chip

[ایالات متحده]/ˌbluːˈtʃɪp/
[بریتانیا]/ˌbluːˈtʃɪp/

ترجمه

adj. بی‌نظیر و ارزشمند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

blue-chip stock

سهام شرکت‌های بزرگ و معتبر

blue-chip company

شرکت‌های بزرگ و معتبر

blue-chip investor

سرمایه‌گذار در شرکت‌های بزرگ و معتبر

buying blue-chip

خرید سهام شرکت‌های بزرگ و معتبر

blue-chip sector

بخش شرکت‌های بزرگ و معتبر

blue-chip fund

صندوق سرمایه‌گذاری در شرکت‌های بزرگ و معتبر

investing in blue-chip

سرمایه‌گذاری در شرکت‌های بزرگ و معتبر

blue-chip market

بازار سهام شرکت‌های بزرگ و معتبر

blue-chip stocks

سهام شرکت‌های بزرگ و معتبر

a blue-chip

یک شرکت بزرگ و معتبر

جملات نمونه

the fund manager focuses on investing in blue-chip stocks for long-term growth.

مدیر صندوق بر سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده برای رشد بلندمدت تمرکز دارد.

blue-chip companies often demonstrate resilience during economic downturns.

شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده اغلب در زمان رکود اقتصادی، مقاومت نشان می‌دهند.

investors often consider blue-chip stocks a safe haven during volatile times.

سرمایه‌گذاران اغلب سهام شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده را در زمان‌های پرنوسان، یک پناهگاه امن در نظر می‌گیرند.

the analyst recommended buying shares in several blue-chip technology companies.

تحلیلگر خرید سهام شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده در حوزه فناوری را توصیه کرد.

blue-chip stocks generally pay consistent and reliable dividends.

سهام شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده به طور کلی سود تقسیمیتی ثابت و قابل اعتماد پرداخت می‌کنند.

despite market fluctuations, blue-chip companies maintain their market position.

با وجود نوسانات بازار، شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده موقعیت خود را در بازار حفظ می‌کنند.

the portfolio included a mix of blue-chip and mid-cap stocks.

در سبد سرمایه‌گذاری ترکیبی از سهام شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده و شرکت‌های با سقف متوسط وجود داشت.

blue-chip companies are known for their strong brand recognition and market share.

شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده به دلیل شناخت برند قوی و سهم بازار شناخته شده‌اند.

the investor sought blue-chip stocks with a history of consistent performance.

سرمایه‌گذار به دنبال سهام شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده با سابقه‌ای از عملکرد مداوم بود.

many institutional investors hold significant positions in blue-chip companies.

بسیاری از سرمایه‌گذاران سازمانی، موقعیت‌های قابل توجهی در شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده دارند.

the blue-chip index rose steadily throughout the year.

شاخص شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده در طول سال به طور پیوسته افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید