smattered

[ایالات متحده]/ˈsmæt.əd/
[بریتانیا]/ˈsmæt̬.ɚd/

ترجمه

v. گذشته‌ی مشارکتی smatter

عبارات و ترکیب‌ها

smattered comments

نظرات پراکنده

smattered ideas

ایده‌های پراکنده

smattered thoughts

افکار پراکنده

smattered evidence

دلایل پراکنده

smattered details

جزئیات پراکنده

smattered laughter

خنده های پراکنده

smattered applause

تشویق های پراکنده

smattered feelings

احساسات پراکنده

smattered colors

رنگ های پراکنده

smattered patterns

الگوهای پراکنده

جملات نمونه

her knowledge of languages was smattered with a few dialects.

دانش او در مورد زبان‌ها با لهجه‌های مختلف آمیخته شده بود.

the wall was smattered with paint from the recent renovation.

دیوار با رنگی که از بازسازی اخیر به جا مانده بود، پوشیده شده بود.

he spoke in a smattered way, mixing english and spanish.

او به روشی پراکنده صحبت کرد و انگلیسی و اسپانیایی را با هم مخلوط کرد.

her notes were smattered with doodles and random thoughts.

یادداشت‌های او با طرح‌های کارتونی و افکار تصادفی آمیخته شده بودند.

the garden was smattered with colorful flowers.

باغ با گل‌های رنگارنگ پوشیده شده بود.

the report was smattered with errors and inconsistencies.

گزارش پر از خطا و تناقض بود.

the sky was smattered with clouds at sunset.

آسمان در هنگام غروب آفتاب با ابرها پوشیده شده بود.

her laughter was smattered with a hint of sarcasm.

خنده‌اش با رگه‌ای از طعنه آمیخته شده بود.

the book was smattered with anecdotes and personal stories.

کتاب مملو از حکایت‌ها و داستان‌های شخصی بود.

the city streets were smattered with fallen leaves in autumn.

خیابان‌های شهر در فصل پاییز با برگ‌های ریخته شده پوشیده شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید