smattered comments
نظرات پراکنده
smattered ideas
ایدههای پراکنده
smattered thoughts
افکار پراکنده
smattered evidence
دلایل پراکنده
smattered details
جزئیات پراکنده
smattered laughter
خنده های پراکنده
smattered applause
تشویق های پراکنده
smattered feelings
احساسات پراکنده
smattered colors
رنگ های پراکنده
smattered patterns
الگوهای پراکنده
her knowledge of languages was smattered with a few dialects.
دانش او در مورد زبانها با لهجههای مختلف آمیخته شده بود.
the wall was smattered with paint from the recent renovation.
دیوار با رنگی که از بازسازی اخیر به جا مانده بود، پوشیده شده بود.
he spoke in a smattered way, mixing english and spanish.
او به روشی پراکنده صحبت کرد و انگلیسی و اسپانیایی را با هم مخلوط کرد.
her notes were smattered with doodles and random thoughts.
یادداشتهای او با طرحهای کارتونی و افکار تصادفی آمیخته شده بودند.
the garden was smattered with colorful flowers.
باغ با گلهای رنگارنگ پوشیده شده بود.
the report was smattered with errors and inconsistencies.
گزارش پر از خطا و تناقض بود.
the sky was smattered with clouds at sunset.
آسمان در هنگام غروب آفتاب با ابرها پوشیده شده بود.
her laughter was smattered with a hint of sarcasm.
خندهاش با رگهای از طعنه آمیخته شده بود.
the book was smattered with anecdotes and personal stories.
کتاب مملو از حکایتها و داستانهای شخصی بود.
the city streets were smattered with fallen leaves in autumn.
خیابانهای شهر در فصل پاییز با برگهای ریخته شده پوشیده شده بودند.
smattered comments
نظرات پراکنده
smattered ideas
ایدههای پراکنده
smattered thoughts
افکار پراکنده
smattered evidence
دلایل پراکنده
smattered details
جزئیات پراکنده
smattered laughter
خنده های پراکنده
smattered applause
تشویق های پراکنده
smattered feelings
احساسات پراکنده
smattered colors
رنگ های پراکنده
smattered patterns
الگوهای پراکنده
her knowledge of languages was smattered with a few dialects.
دانش او در مورد زبانها با لهجههای مختلف آمیخته شده بود.
the wall was smattered with paint from the recent renovation.
دیوار با رنگی که از بازسازی اخیر به جا مانده بود، پوشیده شده بود.
he spoke in a smattered way, mixing english and spanish.
او به روشی پراکنده صحبت کرد و انگلیسی و اسپانیایی را با هم مخلوط کرد.
her notes were smattered with doodles and random thoughts.
یادداشتهای او با طرحهای کارتونی و افکار تصادفی آمیخته شده بودند.
the garden was smattered with colorful flowers.
باغ با گلهای رنگارنگ پوشیده شده بود.
the report was smattered with errors and inconsistencies.
گزارش پر از خطا و تناقض بود.
the sky was smattered with clouds at sunset.
آسمان در هنگام غروب آفتاب با ابرها پوشیده شده بود.
her laughter was smattered with a hint of sarcasm.
خندهاش با رگهای از طعنه آمیخته شده بود.
the book was smattered with anecdotes and personal stories.
کتاب مملو از حکایتها و داستانهای شخصی بود.
the city streets were smattered with fallen leaves in autumn.
خیابانهای شهر در فصل پاییز با برگهای ریخته شده پوشیده شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید