dotted

[ایالات متحده]/'dɑtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده یا علامت‌گذاری شده با نقاط یا لکه‌های کوچک
v. علامت‌گذاری کردن با نقاط یا لکه‌های کوچک؛ پراکنده یا متناوب بودن با چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

dotted line

خط چین

dotted pattern

الگوی نقطه‌چین

dotted border

حاشیه نقطه‌چین

dotted about

درباره‌ی نقطه‌چین

جملات نمونه

be dotted with ...

با نقاط ...

The sky was dotted with stars.

آسمان با ستاره‌ها پوشیده شده بود.

He dotted me in the eye.

او در چشمان من نقطه زد.

Cut along the dotted line.

در امتداد خط چین برش دهید.

Adam signed on the dotted line with a flourish.

آدام با یک حرکت نمایشی روی خط چین امضا کرد.

dotted lines indicate the text's margins.

خطوط چین نشان دهنده حاشیه متن هستند.

dotted lines on the screen show page breaks.

خطوط چین روی صفحه نشان دهنده پایان صفحه هستند.

there appear to be a number of airfields dotted about .

به نظر می‌رسد تعدادی فرودگاه در اطراف پراکنده هستند.

The house isn’t mine until I’ve signed on the dotted line.

تا زمانی که روی خط چین امضا نکرده ام، خانه متعلق به من نیست.

When we arrive at the office each morning we have to sign on the dotted line.

وقتی هر روز صبح به دفتر می رسیم، باید روی خط چین امضا کنیم.

The trees grew more and more in groves, with heathy places in between, sandy, gorsy, and dotted with old yews.

درختان بیشتر و بیشتر در تپه‌ها رشد می‌کردند، با مکان‌های سالم، شنی و پوشیده از یی در میان.

Loach about 10 cm long, yellow sand, yellow sand that they are not exact, because of their paranotum, back dotted with black spots and tidy, like the black stripes, seen from afar like a sand silt .

ماهی خیزاب با طول تقریبی 10 سانتی‌متر، شن زرد، شن زرد که دقیق نیستند، به دلیل پارانوتم آنها، پشت آنها با نقاط سیاه پوشیده شده و مرتب است، مانند خطوط سیاه، از دور مانند رسوبات شن دیده می شود.

نمونه‌های واقعی

The dotted lines mean to fold it.

خطوط نقطه‌دار به این معنی است که آن را تا کنید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

But the Saudi landscape is already dotted with failed or abandoned megaprojects.

اما چشم‌انداز عربستان سعودی از قبل با پروژه‌های بزرگ ناموفق یا رها شده پوشیده شده است.

منبع: New York Times

Both offer stunning views of tropical waters dotted with colourful fish and coral reefs.

هر دو منظره‌ای خیره‌کننده از آب‌های استوایی که با ماهی‌های رنگارنگ و صخره‌های مرجانی پوشیده شده‌اند ارائه می‌دهند.

منبع: Travel around the world

The night sky was dotted with shining stars.

آسمان شب با ستارگان درخشان پوشیده شده بود.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

These lights dotted the hillside like stars of a low magnitude.

این چراغ‌ها تپه‌های مشرف را مانند ستارگانی با قدر پایین پوشانده بودند.

منبع: Returning Home

Spectacular scenery frames the city with gorgeous beaches and lush green mountains dotted with ancient ruins.

مناظر دیدنی شهر را با سواحل زیبا و کوه‌های سبز سرسبز که با بقایای باستانی پوشیده شده‌اند، احاطه کرده است.

منبع: Best Travel Destinations in Asia

One Moleskine notebook with the dotted interior.

یک دفترچه یادداشت Moleskine با داخل نقطه دار.

منبع: 30-Day Habit Formation Plan

And dotted her " i" with a little heart?

و " i" او را با یک قلب کوچک نقطه گذاری کرد؟

منبع: Modern Family - Season 07

We're having five more cameras dotted around.

ما پنج دوربین بیشتر در اطراف داریم.

منبع: The Secret Life of Cats

AMERICA'S schools are dotted with stories of progress.

مدارس آمریکا با داستان‌های پیشرفت پوشیده شده‌اند.

منبع: The Economist - International

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید