smattering

[ایالات متحده]/ˈsmætərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsmætərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک درک جزئی یا سطحی; مقدار کمی

جملات نمونه

He only has a smattering of knowledge about the subject

او فقط اطلاعات کمی در مورد موضوع دارد.

She has a smattering of French from her high school classes

او به لطف کلاس های متوسطه اش، کمی زبان فرانسه بلد است.

The new employee has a smattering of experience in marketing

کارمند جدید، تجربه کمی در زمینه بازاریابی دارد.

I have a smattering of understanding about the new software

من درک کمی از نرم افزار جدید دارم.

The book provides only a smattering of information about the historical event

کتاب فقط اطلاعات کمی در مورد رویداد تاریخی ارائه می دهد.

There was only a smattering of applause after the performance

بعد از اجرا، تشویق کمی وجود داشت.

The course offers a smattering of different topics

این دوره موضوعات مختلفی را به طور مختصر ارائه می دهد.

She has a smattering of talent for playing the piano

او استعداد کمی در نواختن پیانو دارد.

The article provides a smattering of examples to illustrate the point

مقاله چند نمونه برای نشان دادن این نکته ارائه می دهد.

He has a smattering of skills in web design

او مهارت کمی در طراحی وب دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید