smatters of fact
موضوعات مربوط به واقعیت
smatters of opinion
موضوعات مربوط به نظر
smatters of law
موضوعات مربوط به قانون
smatters of concern
موضوعات مربوط به نگرانی
smatters of interest
موضوعات مورد علاقه
smatters of debate
موضوعات مورد بحث
smatters of policy
موضوعات مربوط به سیاست
smatters of ethics
موضوعات مربوط به اخلاق
smatters of culture
موضوعات مربوط به فرهنگ
smatters of strategy
موضوعات مربوط به استراتژی
she smatters in her speech, making it hard to understand her point.
او در صحبت کردن پراکنده صحبت میکند، و درک منظور او را دشوار میکند.
his smatters of knowledge about history impressed the audience.
دانش پراکنده او در مورد تاریخ، مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.
despite her smatters of experience, she managed to complete the project.
با وجود پراکندگی تجربه او، او توانست پروژه را به اتمام برساند.
the teacher noticed the smatters of confusion among the students.
معلم متوجه پراکندگی سردرگمی در بین دانشآموزان شد.
he spoke in smatters, often jumping from one topic to another.
او به صورت پراکنده صحبت میکرد و اغلب از یک موضوع به موضوع دیگر میپرید.
her smatters of french helped her during the trip to paris.
دانش پراکنده او از زبان فرانسه در طول سفر به پاریس به او کمک کرد.
they shared smatters of laughter during the event.
آنها در طول این رویداد، خندههای پراکنده ای با هم تقسیم کردند.
the report was filled with smatters of data that were hard to interpret.
گزارش پر از دادههای پراکنده بود که تفسیر آنها دشوار بود.
his speech was full of smatters, making it difficult to follow.
سخنرانی او پر از پراکندگی بود و دنبال کردن آن را دشوار میکرد.
she collected smatters of information for her research project.
او اطلاعات پراکنده ای را برای پروژه تحقیقاتی خود جمع آوری کرد.
smatters of fact
موضوعات مربوط به واقعیت
smatters of opinion
موضوعات مربوط به نظر
smatters of law
موضوعات مربوط به قانون
smatters of concern
موضوعات مربوط به نگرانی
smatters of interest
موضوعات مورد علاقه
smatters of debate
موضوعات مورد بحث
smatters of policy
موضوعات مربوط به سیاست
smatters of ethics
موضوعات مربوط به اخلاق
smatters of culture
موضوعات مربوط به فرهنگ
smatters of strategy
موضوعات مربوط به استراتژی
she smatters in her speech, making it hard to understand her point.
او در صحبت کردن پراکنده صحبت میکند، و درک منظور او را دشوار میکند.
his smatters of knowledge about history impressed the audience.
دانش پراکنده او در مورد تاریخ، مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.
despite her smatters of experience, she managed to complete the project.
با وجود پراکندگی تجربه او، او توانست پروژه را به اتمام برساند.
the teacher noticed the smatters of confusion among the students.
معلم متوجه پراکندگی سردرگمی در بین دانشآموزان شد.
he spoke in smatters, often jumping from one topic to another.
او به صورت پراکنده صحبت میکرد و اغلب از یک موضوع به موضوع دیگر میپرید.
her smatters of french helped her during the trip to paris.
دانش پراکنده او از زبان فرانسه در طول سفر به پاریس به او کمک کرد.
they shared smatters of laughter during the event.
آنها در طول این رویداد، خندههای پراکنده ای با هم تقسیم کردند.
the report was filled with smatters of data that were hard to interpret.
گزارش پر از دادههای پراکنده بود که تفسیر آنها دشوار بود.
his speech was full of smatters, making it difficult to follow.
سخنرانی او پر از پراکندگی بود و دنبال کردن آن را دشوار میکرد.
she collected smatters of information for her research project.
او اطلاعات پراکنده ای را برای پروژه تحقیقاتی خود جمع آوری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید