smidges

[ایالات متحده]/ˈsmɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈsmɪdʒɪz/

ترجمه

abbr. sm
n. یک مقدار کم؛ یک کم
v. چرب کردن یا تار کردن (فرم سوم شخص گذارهای فعل smidge)

عبارات و ترکیب‌ها

just smidges

کمی

smidges away

کمی دور

smidges too

همچنین کمی

tiny smidges

خیلی کم

mere smidges

فقط کمی

smidges short

کمی کم

smidges over

کمی بیشتر

a smidge

کمی

not one smidge

هیچ کمی نیست

smidges of

کمی از

جملات نمونه

add just a smidges of salt to the soup.

فقط یک کم مقدار نمک به سوپ اضافه کنید.

she used smidges of honey in her tea.

او در چایش یک کم مقدار عسل استفاده کرد.

the recipe calls for smidges of cinnamon.

این رецپت از یک کم مقدار دارچین نیاز دارد.

there are smidges of dust on the shelf.

روی رف یک کم مقدار غبار وجود دارد.

he had smidges of doubt about the plan.

او در مورد این برنامه یک کم مقدار شک داشت.

the painting has smidges of blue in it.

این نقاشی یک کم مقدار آبی در آن دارد.

she felt smidges of regret after leaving.

او پس از رفتن یک کم مقدار ناامیدی احساس کرد.

the sauce needs smidges more pepper.

سرک یک کم مقدار فلفل بیشتر نیاز دارد.

there were smidges of chocolate on the counter.

روی میز یک کم مقدار شکلات وجود داشت.

i noticed smidges of interest in his eyes.

من یک کم مقدار علاقه در چشمان او متوجه شدم.

she added smidges of sugar to the batter.

او یک کم مقدار قند به آمیزه اضافه کرد.

the sky had smidges of pink at sunset.

آسمان در زمان غروب خورشید یک کم مقدار صورتی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید