smidgeon

[ایالات متحده]/ˈsmɪdʒən/
[بریتانیا]/ˈsmɪdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مقدار کم؛ یک کمیت کوچک
شکل‌های واژه
جمعsmidgeons

عبارات و ترکیب‌ها

a smidgeon of

کمی

just a smidgeon

فقط کمی

smidgeon too much

بیش از حد کم

smidgeon more

کمی بیشتر

tiny smidgeon

خیلی کم

little smidgeon

کمی

smidgeon short

کمی کم

smidgeon off

کمی اشتباه

not even a smidgeon

حتی یک کم نیست

every smidgeon

همه کمی

جملات نمونه

there's just a smidgeon of sugar left in the bowl.

در ظرف تنها یک کم میوه گلکی باقی مانده است.

could you add a smidgeon more salt to the soup?

آیا می‌توانید یک کم نمک بیشتر به غذای سoup اضافه کنید؟

she has not even a smidgeon of patience with slow drivers.

او حتی یک کم صبر با کسانی که آهسته می‌روند ندارد.

i need every smidgeon of courage to speak publicly.

برای سخن گفتن در جمع عمومی به هر یک کم شجاعتی نیاز دارم.

the recipe calls for just a smidgeon of cinnamon.

این دستور پختن تنها یک کم دانه گشنیز را نیاز دارد.

he saved a smidgeon of money each month.

او هر ماه یک کم پول ذخیره می‌کرد.

there was only a smidgeon of hope left after the storm.

پس از باران تنها یک کم امید باقی مانده بود.

the room needs a smidgeon more light.

این اتاق نور یک کم بیشتر نیاز دارد.

she smiled with a smidgeon of mischief in her eyes.

او با یک کم شوخی در چشمانش لبخند زد.

i felt a smidgeon guilty about lying.

من دروغ گفتن یک کم خاطی حس کردم.

the soup needs just a smidgeon more pepper.

این غذای سoup نیاز به یک کم فلفل بیشتر دارد.

he showed not even a smidgeon of remorse.

او حتی یک کم نگرش ناامیدی نشان نداد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید