smooched

[ایالات متحده]/smuːtʃt/
[بریتانیا]/smuːtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت از smooch

عبارات و ترکیب‌ها

smooched him

بوسیدنش

smooched her

بوسیدنش

smooched quickly

به سرعت بوسید

smooched softly

به آرامی بوسید

smooched goodbye

به عنوان خداحافظی بوسید

smooched playfully

به صورت بازیگوشانه بوسید

smooched sweetly

به صورت شیرین بوسید

smooched passionately

با اشتیاق بوسید

smooched on

روی آن بوسید

smooched away

دور بوسید

جملات نمونه

she smooched her boyfriend before he left for work.

او قبل از رفتن او به سر کار، دوست پسرش را بوسید.

the kids smooched their puppy happily.

بچه ها توله سگ خود را با خوشحالی بوسیدند.

he smooched her cheek as a sign of affection.

او گونه او را به عنوان نشانه ای از محبت بوسید.

they smooched under the stars during the picnic.

آنها در طول پیک نیک زیر نور ستارگان بوسیدند.

after the movie, they smooched in the parking lot.

بعد از فیلم، آنها در پارکینگ بوسیدند.

she smooched her daughter goodnight before bed.

او دخترش را قبل از خواب به عنوان خداحافظی بوسید.

he smooched her forehead gently.

او به آرامی پیشانی او را بوسید.

they smooched passionately at the concert.

آنها در کنسرت با اشتیاق بوسیدند.

she smooched her grandma on the cheek.

او مادربزرگش را در گونه بوسید.

he smooched her hand before saying goodbye.

او قبل از خداحافظی دست او را بوسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید