smugglers

[ایالات متحده]/ˈsmʌɡləz/
[بریتانیا]/ˈsmʌɡlərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به طور غیرقانونی کالاها را حمل می‌کنند؛ کشتی‌های قاچاق

عبارات و ترکیب‌ها

smugglers caught

گريبانگيران دستگير شدند

smugglers arrested

قاچاقچیان دستگير شدند

smugglers network

شبکه قاچاقچیان

smugglers route

مسير قاچاقچيان

smugglers activity

فعاليت قاچاقچيان

smugglers den

سرکيسه قاچاقچیان

smugglers ring

گروه قاچاقچيان

smugglers deal

معامله قاچاقچیان

smugglers operation

عملیات قاچاقچیان

smugglers goods

کالا‌های قاچاقچیان

جملات نمونه

smugglers often use hidden routes to transport illegal goods.

قاچاقچیان اغلب از مسیرهای پنهان برای انتقال کالاهای غیرقانونی استفاده می‌کنند.

the police arrested several smugglers at the border.

پلیس چندین قاچاقچی را در مرز دستگیر کرد.

smugglers are becoming more sophisticated in their methods.

قاچاقچیان در روش‌های خود پیچیده‌تر می‌شوند.

authorities are cracking down on smugglers and their operations.

مقامات در حال سرکوب قاچاقچیان و عملیات آنها هستند.

smugglers often take advantage of weak border security.

قاچاقچیان اغلب از ضعف امنیت مرزی سوء استفاده می‌کنند.

some smugglers use high-tech equipment to evade capture.

برخی از قاچاقچیان از تجهیزات پیشرفته برای فرار از دستگیری استفاده می‌کنند.

smugglers can face severe penalties if caught.

در صورت دستگیری، قاچاقچیان ممکن است با مجازات‌های شدیدی روبرو شوند.

the government is implementing new laws to combat smugglers.

دولت قوانین جدیدی برای مقابله با قاچاقچیان در حال اجرا است.

smugglers often collaborate with organized crime syndicates.

قاچاقچیان اغلب با سندیکاهای جنایتکاری سازمان‌یافته همکاری می‌کنند.

there is a growing concern about the activities of smugglers.

نگرانی فزاینده‌ای در مورد فعالیت‌های قاچاقچیان وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید