smuts

[ایالات متحده]/smʌts/
[بریتانیا]/smʌts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (یک تکه کوچک از) خاک؛ دوده؛ کتاب‌های نامناسب (داستان‌ها، گفتگوها و غیره)؛ بیماری سیاه کثیفی در غلات؛ گرد زغال‌سنگ؛ دوده (جمع کلمه smut)
v. (شخص سوم مفرد smut) کثیف کردن؛ دوده کردن؛ نوشتن کتاب‌های نامناسب (داستان‌ها، گفتگوها و غیره)؛ ایجاد بیماری سیاه کثیفی در غلات؛ (شخص سوم مفرد smut) سیاه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

smuts and stains

لکه‌ها و لکه‌های سیاه

smuts on clothes

لکه‌های سیاه روی لباس

smuts in soil

لکه‌های سیاه در خاک

smuts on hands

لکه‌های سیاه روی دست

smuts in air

لکه‌های سیاه در هوا

smuts in water

لکه‌های سیاه در آب

smuts from shoes

لکه‌های سیاه از کفش

smuts on surfaces

لکه‌های سیاه روی سطوح

smuts in fabric

لکه‌های سیاه در پارچه

smuts on walls

لکه‌های سیاه روی دیوار

جملات نمونه

he found some smuts on the old books.

او سیاهی روی کتاب‌های قدیمی پیدا کرد.

the gardener noticed smuts on the leaves of the plants.

باغبانی متوجه سیاهی روی برگ‌های گیاهان شد.

smuts can affect the quality of the harvest.

سیاهی می‌تواند بر کیفیت برداشت تأثیر بگذارد.

she cleaned the smuts off the window.

او سیاهی را از روی پنجره پاک کرد.

they discussed the impact of smuts in agriculture.

آنها تأثیر سیاهی در کشاورزی را مورد بحث قرار دادند.

smuts are often found in damp environments.

سیاهی اغلب در محیط‌های مرطوب یافت می‌شود.

he used a special solution to remove the smuts.

او از یک محلول خاص برای از بین بردن سیاهی استفاده کرد.

smuts can be a sign of poor ventilation.

سیاهی می‌تواند نشانه‌ای از تهویه نامناسب باشد.

she was worried about the smuts ruining her painting.

او نگران بود که سیاهی نقاشی‌اش را خراب کند.

the report highlighted the dangers of smuts in food.

گزارش خطرات سیاهی در غذا را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید