smuts and stains
لکهها و لکههای سیاه
smuts on clothes
لکههای سیاه روی لباس
smuts in soil
لکههای سیاه در خاک
smuts on hands
لکههای سیاه روی دست
smuts in air
لکههای سیاه در هوا
smuts in water
لکههای سیاه در آب
smuts from shoes
لکههای سیاه از کفش
smuts on surfaces
لکههای سیاه روی سطوح
smuts in fabric
لکههای سیاه در پارچه
smuts on walls
لکههای سیاه روی دیوار
he found some smuts on the old books.
او سیاهی روی کتابهای قدیمی پیدا کرد.
the gardener noticed smuts on the leaves of the plants.
باغبانی متوجه سیاهی روی برگهای گیاهان شد.
smuts can affect the quality of the harvest.
سیاهی میتواند بر کیفیت برداشت تأثیر بگذارد.
she cleaned the smuts off the window.
او سیاهی را از روی پنجره پاک کرد.
they discussed the impact of smuts in agriculture.
آنها تأثیر سیاهی در کشاورزی را مورد بحث قرار دادند.
smuts are often found in damp environments.
سیاهی اغلب در محیطهای مرطوب یافت میشود.
he used a special solution to remove the smuts.
او از یک محلول خاص برای از بین بردن سیاهی استفاده کرد.
smuts can be a sign of poor ventilation.
سیاهی میتواند نشانهای از تهویه نامناسب باشد.
she was worried about the smuts ruining her painting.
او نگران بود که سیاهی نقاشیاش را خراب کند.
the report highlighted the dangers of smuts in food.
گزارش خطرات سیاهی در غذا را برجسته کرد.
smuts and stains
لکهها و لکههای سیاه
smuts on clothes
لکههای سیاه روی لباس
smuts in soil
لکههای سیاه در خاک
smuts on hands
لکههای سیاه روی دست
smuts in air
لکههای سیاه در هوا
smuts in water
لکههای سیاه در آب
smuts from shoes
لکههای سیاه از کفش
smuts on surfaces
لکههای سیاه روی سطوح
smuts in fabric
لکههای سیاه در پارچه
smuts on walls
لکههای سیاه روی دیوار
he found some smuts on the old books.
او سیاهی روی کتابهای قدیمی پیدا کرد.
the gardener noticed smuts on the leaves of the plants.
باغبانی متوجه سیاهی روی برگهای گیاهان شد.
smuts can affect the quality of the harvest.
سیاهی میتواند بر کیفیت برداشت تأثیر بگذارد.
she cleaned the smuts off the window.
او سیاهی را از روی پنجره پاک کرد.
they discussed the impact of smuts in agriculture.
آنها تأثیر سیاهی در کشاورزی را مورد بحث قرار دادند.
smuts are often found in damp environments.
سیاهی اغلب در محیطهای مرطوب یافت میشود.
he used a special solution to remove the smuts.
او از یک محلول خاص برای از بین بردن سیاهی استفاده کرد.
smuts can be a sign of poor ventilation.
سیاهی میتواند نشانهای از تهویه نامناسب باشد.
she was worried about the smuts ruining her painting.
او نگران بود که سیاهی نقاشیاش را خراب کند.
the report highlighted the dangers of smuts in food.
گزارش خطرات سیاهی در غذا را برجسته کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید