blacks

[ایالات متحده]/[blæks]/
[بریتانیا]/[blæks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد با پوست تاریک؛ لباس یا اشیاء رنگ تاریک
adj. به رنگ سیاه
v. کردن چیزی سیاه

عبارات و ترکیب‌ها

black friday

پنجشنبه سیاه

black market

بازار سیاه

black and white

سیاه و سفید

black coffee

کاپучینو سیاه

black list

لیست سیاه

black sheep

گوسفید سیاه

black box

کیف سیاه

black tie

کشی سیاه

blackmail them

آنها را با دوشیزه‌گویی تهدید کن

blacks are…

سیاه‌ها هستند…

جملات نمونه

the blacks and whites of the photograph were striking.

چهارمی‌های سیاه و سفید عکس بسیار جذاب بود.

she wore black stockings with her new dress.

او با لباس جدیدش از جوراب سیاه پوشید.

the coffee was strong and black as night.

کاهوی قوی و سیاه مانند شب بود.

he bought a black car last year.

او سال گذشته یک ماشین سیاه خرید.

black market goods are often cheaper.

کالاهاي بازار سیاه اغلب ارزان‌تر هستند.

the black cat crossed our path.

گربه سیاه از مسیر ما عبور کرد.

we painted the fence black.

ما گریل را سیاه رنگ کردیم.

he has a black belt in karate.

او در کاراته کمربند سیاه دارد.

the black box contained vital data.

کادر سیاه داده‌های حیاتی را حاوی بود.

she prefers black coffee without sugar.

او کاهوی سیاه بدون قند را می‌پسندد.

the blacks are celebrating their heritage.

سیاه‌پوست‌ها از وارثیت خود جشن می‌گیرند.

he wrote with a black pen.

او با یک قلم سیاه نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید