snafuing

[ایالات متحده]/ˈsnæfuːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsnæfuːɪŋ/

ترجمه

v. ایجاد هرج و مرج یا سردرگمی؛ منجر به وضعیتی از بی نظمی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

snafuing the plan

بررسی طرح

snafuing the project

بررسی پروژه

snafuing the meeting

بررسی جلسه

snafuing the delivery

بررسی تحویل

snafuing the process

بررسی فرآیند

snafuing the event

بررسی رویداد

snafuing the strategy

بررسی استراتژی

snafuing the budget

بررسی بودجه

snafuing the schedule

بررسی برنامه زمانی

snafuing the communication

بررسی ارتباطات

جملات نمونه

they are snafuing the project deadlines.

آنها مهلت‌های پروژه را به تعویق می‌اندازند.

we can't keep snafuing the communication with the clients.

ما نمی‌توانیم ارتباط با مشتریان را به تعویق بیندازیم.

the team is snafuing the budget allocation.

تیم تخصیص بودجه را به تعویق می‌گذارد.

stop snafuing the schedule for the meeting.

متوقف کنید برنامه جلسه را به تعویق بیندازید.

his snafuing of the instructions led to confusion.

به تعویق انداختن دستورالعمل‌ها توسط او منجر به سردرگمی شد.

we are tired of snafuing the same issues repeatedly.

ما از به تعویق انداختن مکرر همان مشکلات خسته شده ایم.

she keeps snafuing the logistics for the event.

او دائماً لجستیک رویداد را به تعویق می‌اندازد.

they are snafuing the final report submission.

آنها زمان ارسال گزارش نهایی را به تعویق می‌اندازند.

don't start snafuing the details now.

حالا شروع به به تعویق انداختن جزئیات نکنید.

his tendency for snafuing things is frustrating.

تمایل او به به تعویق انداختن مسائل خسته کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید