snagging

[ایالات متحده]/ˈsnæɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsnæɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (شکل حال است از snag) برای گرفتن یا به دام انداختن چیزی با یک شی تیز؛ به سرعت چیزی را گرفتن یا تصرف کردن
n. زبری یا نقص‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

snagging issues

مشکلات رفع نقص

snagging list

لیست رفع نقص

snagging report

گزارش رفع نقص

snagging points

نکات رفع نقص

snagging process

فرآیند رفع نقص

snagging inspection

بازرسی رفع نقص

snagging completion

اتمام رفع نقص

snagging check

بررسی رفع نقص

snagging resolution

حل مشکل رفع نقص

snagging review

بررسی مجدد رفع نقص

جملات نمونه

he is snagging a great deal on his new car.

او یک معامله عالی برای ماشین جدیدش به دست می‌آورد.

she was snagging the last piece of cake.

او آخرین تکه کیک را به دست آورد.

they are snagging tickets for the concert.

آنها بلیط‌های کنسرت را به دست می‌آورند.

we are snagging some good bargains at the market.

ما در بازار چند پیشنهاد خوب به دست می‌آوریم.

he keeps snagging opportunities for advancement.

او دائماً فرصت‌هایی برای پیشرفت به دست می‌آورد.

she is snagging a spot in the program.

او جایگاهی در برنامه به دست می‌آورد.

they are snagging the best seats in the theater.

آنها بهترین صندلی‌های تئاتر را به دست می‌آورند.

he is snagging a few extra hours at work.

او چند ساعت اضافی در محل کار به دست می‌آورد.

she is snagging compliments from her peers.

او از همکارانش تعریف می‌شنود.

we are snagging some fresh produce from the farm.

ما محصولات تازه را از مزرعه به دست می‌آوریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید