snazziest

[ایالات متحده]/'snæzɪ/
[بریتانیا]/'snæzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیک و جذاب; جلب توجه کننده

جملات نمونه

snazzy little silk dresses.

لباس‌های ابریشمی کوچک و شیک.

She was wearing a snazzy little red number.

او یک لباس قرمز جذاب و کوچک به تن داشت.

She bought a snazzy new dress for the party.

او یک لباس جدید و جذاب برای مهمانی خرید.

He drives a snazzy sports car.

او یک ماشین ورزشی جذاب رانندگی می‌کند.

The restaurant has a snazzy interior design.

رستوران دارای طراحی داخلی جذاب است.

I love your snazzy new haircut!

من عاشق مدل موی جدید و جذاب شما هستم!

She always wears snazzy jewelry to work.

او همیشه جواهرات جذاب به سر کار می‌پوشد.

The company's website has a snazzy layout.

وب سایت شرکت دارای طرح‌بندی جذابی است.

He's known for his snazzy dance moves.

او به خاطر حرکات رقص جذابش معروف است.

The singer wore a snazzy outfit on stage.

خواننده یک لباس جذاب روی صحنه پوشید.

The new smartphone has a snazzy design.

گوشی هوشمند جدید دارای طراحی جذابی است.

They decorated the office with snazzy furniture.

آنها دفتر را با مبلمان جذاب تزئین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید