sneakings

[ایالات متحده]/ˈsniːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsniːkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به‌طور مخفیانه یا زیرکانه رفتار کردن؛ به‌صورت مخفی یا پنهانی انجام‌شده
v. به‌طور آرام و پنهانی حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sneaking around

گشتن پنهانی

sneaking out

خارج شدن پنهانی

sneaking a peek

نگاه کردن دزدانه

sneaking suspicion

حس بد پنهانی

sneaking past

عبور پنهانی

sneaking up on

نزدیک شدن پنهانی

sneaking into

وارد شدن پنهانی

sneaking away

دور شدن پنهانی

جملات نمونه

a sneaking suspicion

یک حس بدگمانی

an unpleasant, sneaking habit.

یک عادت ناخوشایند و پنهانی.

have a sneaking fondness for jazz

داشتن علاقه پنهانی به جاز.

have a sneaking feeling that it is not right

احساس می‌کنم درست نیست.

have a sneaking ambition to become an orchestra conductor

یک جاه‌طلبی پنهانی برای تبدیل شدن به رهبر ارکستر دارد.

I've a sneaking suspicion they'll do well.

یک حس بدگمانی دارم که خوب از پس کار بر خواهند آمد.

she had a sneaking suspicion that he was laughing at her.

او به طور پنهانی مشکوک بود که او به او می خندد.

He was caught sneaking an apple from a shop.

او در حال دزدیدن سیبی از مغازه دستگیر شد.

Darkness was sneaking up on the travellers as they entered the forest.

تاریکی در حال نفوذ به مسافران بود زیرا وارد جنگل شدند.

She ducked the interviewers by sneaking out the back door.

او با خروج از در پشتی از مصاحبه‌کنندگان فرار کرد.

We have to invent a new method for sneaking prisoners out without being noticed by the guards.

ما باید یک روش جدید برای فراری دادن زندانیان بدون جلب توجه نگهبانان اختراع کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید