snitched on
گفته بود
snitched out
افشا کرد
snitched first
اولین کسی بود که گفت
snitched again
باز هم گفت
snitched quietly
به آرامی گفت
snitched fast
سریع گفت
snitched hard
سخت گفت
snitched secretly
به طور مخفیانه گفت
snitched easily
به راحتی گفت
snitched under pressure
تحت فشار گفت
he snitched on his friend to avoid getting in trouble.
او برای جلوگیری از دردسر، دوستش را لو داد.
she was upset because someone snitched about her secret.
او ناراحت بود زیرا کسی راز او را لو داد.
the teacher found out who snitched during the exam.
معلم فهمید چه کسی در طول امتحان لو داد.
don't snitch on your classmates; it's not cool.
در مورد همکلاسیهای خود لو نده؛ اصلا باحال نیست.
he snitched to the authorities about the illegal activity.
او برای گزارش دادن فعالیت غیرقانونی به مقامات، لو داد.
after he snitched, he lost all his friends.
بعد از اینکه او لو داد، تمام دوستانش را از دست داد.
snitching can lead to serious consequences in school.
لو دادن میتواند منجر به عواقب جدی در مدرسه شود.
she regretted snitching after seeing the fallout.
بعد از دیدن عواقب آن، او پشیمان بود که لو داده بود.
he snitched on the gang to save himself.
او برای نجات جان خود، باند را لو داد.
snitching is often seen as a betrayal among friends.
لو دادن اغلب به عنوان خیانت در میان دوستان دیده میشود.
snitched on
گفته بود
snitched out
افشا کرد
snitched first
اولین کسی بود که گفت
snitched again
باز هم گفت
snitched quietly
به آرامی گفت
snitched fast
سریع گفت
snitched hard
سخت گفت
snitched secretly
به طور مخفیانه گفت
snitched easily
به راحتی گفت
snitched under pressure
تحت فشار گفت
he snitched on his friend to avoid getting in trouble.
او برای جلوگیری از دردسر، دوستش را لو داد.
she was upset because someone snitched about her secret.
او ناراحت بود زیرا کسی راز او را لو داد.
the teacher found out who snitched during the exam.
معلم فهمید چه کسی در طول امتحان لو داد.
don't snitch on your classmates; it's not cool.
در مورد همکلاسیهای خود لو نده؛ اصلا باحال نیست.
he snitched to the authorities about the illegal activity.
او برای گزارش دادن فعالیت غیرقانونی به مقامات، لو داد.
after he snitched, he lost all his friends.
بعد از اینکه او لو داد، تمام دوستانش را از دست داد.
snitching can lead to serious consequences in school.
لو دادن میتواند منجر به عواقب جدی در مدرسه شود.
she regretted snitching after seeing the fallout.
بعد از دیدن عواقب آن، او پشیمان بود که لو داده بود.
he snitched on the gang to save himself.
او برای نجات جان خود، باند را لو داد.
snitching is often seen as a betrayal among friends.
لو دادن اغلب به عنوان خیانت در میان دوستان دیده میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید