snitched

[ایالات متحده]/snɪtʃt/
[بریتانیا]/snɪtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و مفعول گذشته snitch

عبارات و ترکیب‌ها

snitched on

گفته بود

snitched out

افشا کرد

snitched first

اولین کسی بود که گفت

snitched again

باز هم گفت

snitched quietly

به آرامی گفت

snitched fast

سریع گفت

snitched hard

سخت گفت

snitched secretly

به طور مخفیانه گفت

snitched easily

به راحتی گفت

snitched under pressure

تحت فشار گفت

جملات نمونه

he snitched on his friend to avoid getting in trouble.

او برای جلوگیری از دردسر، دوستش را لو داد.

she was upset because someone snitched about her secret.

او ناراحت بود زیرا کسی راز او را لو داد.

the teacher found out who snitched during the exam.

معلم فهمید چه کسی در طول امتحان لو داد.

don't snitch on your classmates; it's not cool.

در مورد همکلاسی‌های خود لو نده؛ اصلا باحال نیست.

he snitched to the authorities about the illegal activity.

او برای گزارش دادن فعالیت غیرقانونی به مقامات، لو داد.

after he snitched, he lost all his friends.

بعد از اینکه او لو داد، تمام دوستانش را از دست داد.

snitching can lead to serious consequences in school.

لو دادن می‌تواند منجر به عواقب جدی در مدرسه شود.

she regretted snitching after seeing the fallout.

بعد از دیدن عواقب آن، او پشیمان بود که لو داده بود.

he snitched on the gang to save himself.

او برای نجات جان خود، باند را لو داد.

snitching is often seen as a betrayal among friends.

لو دادن اغلب به عنوان خیانت در میان دوستان دیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید