snowbell

[ایالات متحده]/ˈsnəʊbɛl/
[بریتانیا]/ˈsnoʊˌbɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گیاه که به عنوان یاس بزرگ‌برگ شناخته می‌شود.
Word Forms
جمعsnowbells

عبارات و ترکیب‌ها

snowbell flower

گل ساعت

snowbell bloom

شکوفه ساعت

snowbell garden

باغچه ساعت

snowbell species

گونه‌های ساعت

snowbell plant

گیاه ساعت

snowbell variety

نوع ساعت

snowbell leaves

برگ‌های ساعت

snowbell bulbs

پیازهای ساعت

snowbell meadow

چمنزار ساعت

snowbell petals

گلبرگ‌های ساعت

جملات نمونه

the snowbell blooms in early spring.

گلدن بل در اوایل بهار شکوفا می‌شود.

she planted snowbells in her garden.

او گلدن بل‌ها را در باغ خود کاشت.

snowbells are known for their delicate appearance.

گلدن بل‌ها به خاطر ظاهر ظریفشان شناخته شده‌اند.

in the forest, snowbells create a beautiful carpet.

در جنگل، گلدن بل‌ها یک فرش زیبا ایجاد می‌کنند.

we saw a field of snowbells while hiking.

ما در حین پیاده‌روی، یک مزرعه گلدن بل دیدیم.

snowbells thrive in moist, shaded areas.

گلدن بل‌ها در مناطق مرطوب و سایه‌دار رشد می‌کنند.

she admired the snowbells swaying in the breeze.

او به گلدن بل‌هایی که در نسیم تاب می‌خوردند، نگاه کرد.

snowbells are often associated with springtime.

گلدن بل‌ها اغلب با بهار مرتبط هستند.

the fragrance of snowbells filled the air.

عطر گلدن بل‌ها هوا را پر کرد.

children love to pick snowbells in the meadow.

بچه‌ها دوست دارند گلدن بل‌ها را در چمنزار بچینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید