snuffle and sneeze
آخ و عطسه
the baby snuffled as he nursed.
نوزاد در حالی که شیر میخورد، صداهای بینی میکرد.
the collie snuffled around his boots.
کلای سگ پاهای او را بو کرد.
a silence broken only by the faint snuffles of the dogs.
سکوت فقط با صدای خفیف بینی سگها شکسته شد.
According to research, non-drinkers are more likely to develop the winter snuffles than moderate drinkers.
بر اساس تحقیقات، غیرمعتادان بیشتر از معتادان متعادل احتمال ابتلا به سرماخوردگی زمستانی را دارند.
The dog began to snuffle around the garden for buried bones.
سگ شروع به جستجوی صداهای بینی در باغ برای استخوانهای مدفون کرد.
She could hear him snuffle in his sleep.
او میتوانست بشنود که او در خواب صداهای بینی میکند.
The baby snuffled as she caught a cold.
نوزاد در حالی که سرماخوردگی گرفت، صداهای بینی میکرد.
He snuffled back his tears and tried to smile.
او اشکهایش را با صداهای بینی پاک کرد و سعی کرد لبخند بزند.
The old man snuffled and wiped his nose with a handkerchief.
مرد پیر صداهای بینی میکرد و با یک دستمال کاغذی بینیاش را پاک کرد.
The pig snuffled in the mud looking for food.
خوک در گل صداهای بینی میکرد و به دنبال غذا میگشت.
The toddler snuffled as he struggled to breathe through his stuffy nose.
کودک نوپا در حالی که سعی میکرد از طریق بینی گرفتهاش نفس بکشد، صداهای بینی میکرد.
The bear snuffled around the campsite, searching for any leftover food.
خرس در اطراف کمپ صداهای بینی میکرد و به دنبال هر گونه غذای باقی مانده میگشت.
She couldn't help but snuffle at the sad ending of the movie.
او نمیتوانست جلوی صداهای بینیاش را در پایان غمانگیز فیلم بگیرد.
The rabbit snuffled happily in the grass, enjoying the warm sunshine.
خرگوش با خوشحالی در چمن صداهای بینی میکرد و از آفتاب گرم لذت میبرد.
Oh, dear. That polar bear's got the snuffles.
وای خدای من. آن خرس قطبی دچار سرفه شده است.
منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)" Poor old Snuffles, " said Ron, breathing deeply.
" ای اسنفلز پیر و بدبخت، " ران گفت، در حالی که عمیقاً نفس می کشید.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireSnuffles, we didn't mean you any harm!
اسنفلز، ما نمی خواستیم به شما آسیب برسانیم!
منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)I can't believe how mean snuffles got just because he's smart.
نمی توانم باور کنم که اسنفلز چقدر فقط به این دلیل بداخلاق شده که باهوش است.
منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)Then I used my dream inceptors to put the two of us inside snuffles' dream.
سپس از دستگاه های ورود به رویا استفاده کردم تا هر دوی ما را وارد رویای اسنفلز کنم.
منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)His soft, comforting snorts filled the room as he snuffled the toy.
نفس های آرام و دلپذیرش اتاق را پر کرد در حالی که اسباب بازی را بو می کرد.
منبع: Storyline Online English StoriesShe gave the puppy a treat, laughing as Shadow snuffled along the ground for more.
او به سگ بچه یک خوراکی داد و در حالی که شادو در زمین دنبال بیشتر می چرید، خندید.
منبع: Level 8 08.SpotlightHogs came behind us and rooted in our wake, snuffling and grunting.
خوک ها از پشت ما آمدند و در مسیر ما ریشه کردند، در حالی که غرش و پوف می کردند.
منبع: Cross Creek (Part 2)The silence and the stillness, broken only by the occasional grunt or snuffle of a sleeping portrait, was unbearable to him.
سکوت و سکون، که فقط توسط غرغر یا پوف گاه به گاه یک پرتره در خواب شکسته می شد، برای او غیرقابل تحمل بود.
منبع: 5. Harry Potter and the Order of the PhoenixWe could hear the roof and the fire, and a snuffling outside the door.
ما می توانستیم صدای سقف و آتش را بشنویم و صدای پوفی از پشت در.
منبع: The Sound and the Furyلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید