| جمع | snuggeries |
the snuggery
گوشه گرم
snuggery corner
گوشه گرم
cozy snuggery
گوشه گرم و آسایش بخش
snuggery chair
کرسي گوشه گرم
snuggery fire
بخار گوشه گرم
family snuggery
گوشه گرم خانوادگی
winter snuggery
گوشه گرم زمستانی
snuggery rug
سجاده گوشه گرم
snuggery blanket
پتو گوشه گرم
our snuggery
گوشه گرم ما
she curled up in her cozy snuggery with a good book.
او در خانهی آرامشبخش خود با یک کتاب خوب جمع شد.
the snuggery was warm and inviting on a cold winter evening.
در یک شب زیمیزدگی زمستانی، خانهی آرامشبخش گرم و دلگرم بود.
they created a little snuggery in the attic for quiet reading.
آنها یک خانهی کوچک آرامشبخش در سقف برای خواندن آرامتر ساختند.
our family snuggery became the favorite gathering place.
خانهی آرامشبخش خانوادهمان به جایگاه محبوب جمعآوری تبدیل شد.
the fireside snuggery was perfect for relaxing after dinner.
خانهی آرامشبخش در کنار بخاری برای استراحت پس از غذا کاملترین جایی بود.
he built a snuggery in the basement with soft cushions.
او یک خانهی آرامشبخش در زیرخانه با فرشهای نرم ساخت.
the snuggery offered a peaceful retreat from the busy house.
خانهی آرامشبخش یک پناهگاه آرامبخش از خانهی پر فعالیت بود.
sunday mornings were perfect for lounging in the snuggery.
صبحهای یکشنبه برای استراحت در خانهی آرامشبخش کاملترین زمان بود.
the snuggery featured plush rugs and warm lighting.
خانهی آرامشبخش فرشهای نرم و روشنایی گرم داشت.
she decorated the snuggery with soft blankets and pillows.
او خانهی آرامشبخش را با پتوهای نرم و چایهای نرم تزیین کرد.
the winter snuggery kept us warm during the snowstorm.
خانهی آرامشبخش زمستانی ما را در طول بارش برف گرم نگه داشت.
the snuggery had large windows overlooking the garden.
خانهی آرامشبخش پنجرههای بزرگی داشت که به گلخانه نگاه میکرد.
the snuggery
گوشه گرم
snuggery corner
گوشه گرم
cozy snuggery
گوشه گرم و آسایش بخش
snuggery chair
کرسي گوشه گرم
snuggery fire
بخار گوشه گرم
family snuggery
گوشه گرم خانوادگی
winter snuggery
گوشه گرم زمستانی
snuggery rug
سجاده گوشه گرم
snuggery blanket
پتو گوشه گرم
our snuggery
گوشه گرم ما
she curled up in her cozy snuggery with a good book.
او در خانهی آرامشبخش خود با یک کتاب خوب جمع شد.
the snuggery was warm and inviting on a cold winter evening.
در یک شب زیمیزدگی زمستانی، خانهی آرامشبخش گرم و دلگرم بود.
they created a little snuggery in the attic for quiet reading.
آنها یک خانهی کوچک آرامشبخش در سقف برای خواندن آرامتر ساختند.
our family snuggery became the favorite gathering place.
خانهی آرامشبخش خانوادهمان به جایگاه محبوب جمعآوری تبدیل شد.
the fireside snuggery was perfect for relaxing after dinner.
خانهی آرامشبخش در کنار بخاری برای استراحت پس از غذا کاملترین جایی بود.
he built a snuggery in the basement with soft cushions.
او یک خانهی آرامشبخش در زیرخانه با فرشهای نرم ساخت.
the snuggery offered a peaceful retreat from the busy house.
خانهی آرامشبخش یک پناهگاه آرامبخش از خانهی پر فعالیت بود.
sunday mornings were perfect for lounging in the snuggery.
صبحهای یکشنبه برای استراحت در خانهی آرامشبخش کاملترین زمان بود.
the snuggery featured plush rugs and warm lighting.
خانهی آرامشبخش فرشهای نرم و روشنایی گرم داشت.
she decorated the snuggery with soft blankets and pillows.
او خانهی آرامشبخش را با پتوهای نرم و چایهای نرم تزیین کرد.
the winter snuggery kept us warm during the snowstorm.
خانهی آرامشبخش زمستانی ما را در طول بارش برف گرم نگه داشت.
the snuggery had large windows overlooking the garden.
خانهی آرامشبخش پنجرههای بزرگی داشت که به گلخانه نگاه میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید