sobers

[ایالات متحده]/ˈsəʊbə(r)z/
[بریتانیا]/ˈsoʊbərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.(سزاور) ، (می آورد) به حالت آرامش یا وضوح

عبارات و ترکیب‌ها

sobers up

منحصر به نفس

sobers down

منحصر به نفس

sobers the mind

ذهن را منبعث می‌کند

sobers the mood

حالت را منبعث می‌کند

sobers one's thoughts

افکار را منبعث می‌کند

sobers the spirit

روح را منبعث می‌کند

sobers the heart

قلب را منبعث می‌کند

sobers the crowd

جمعیت را منبعث می‌کند

sobers the party

مهمانی را منبعث می‌کند

sobers the atmosphere

فضای هوا را منبعث می‌کند

جملات نمونه

he sobers up quickly after a cold shower.

او به سرعت پس از دوش گرفتن سرد، هوشیار می‌شود.

alcohol usually sobers the mind.

معمولاً الکل ذهن را هوشیار می‌کند.

she sobers her friends with a serious talk.

او با یک صحبت جدی دوستانش را هوشیار می‌کند.

time spent in nature often sobers the spirit.

زمانی که در طبیعت سپری می‌شود، اغلب روحیه را هوشیار می‌کند.

he sobers down after hearing the bad news.

او پس از شنیدن اخبار بد، آرام می‌شود.

the documentary sobers viewers about the reality of climate change.

مستند بینندگان را در مورد واقعیت تغییرات آب و هوایی هوشیار می‌کند.

she sobers herself with a cup of coffee.

او با یک فنجان قهوه خود را هوشیار می‌کند.

the harsh truth sobers everyone in the room.

حقیقت تلخ همه افراد اتاق را هوشیار می‌کند.

he sobers up before driving home.

او قبل از رانندگی به خانه هوشیار می‌شود.

the coach's words sobered the players before the game.

کلمات مربی بازیکنان را قبل از بازی هوشیار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید