socialisings

[ایالات متحده]/'səuʃəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/'soʊʃəlaɪzɪŋ/

ترجمه

vt., vi. عمل شرکت در فعالیت‌های اجتماعی یا تعاملات

عبارات و ترکیب‌ها

socialisings with friends

معاشرت با دوستان

socialisings at events

معاشرت در رویدادها

socialisings after work

معاشرت بعد از کار

socialisings during weekends

معاشرت در آخر هفته ها

socialisings in groups

معاشرت در گروه ها

socialisings over drinks

معاشرت در کنار نوشیدنی

socialisings at parties

معاشرت در مهمانی ها

socialisings with colleagues

معاشرت با همکاران

socialisings in clubs

معاشرت در باشگاه ها

socialisings for networking

معاشرت برای شبکه سازی

جملات نمونه

socialisings with friends can boost your mood.

ارتباط با دوستان می‌تواند باعث افزایش روحیه شما شود.

she enjoys socialisings at local cafes.

او از معاشرت در کافه‌های محلی لذت می‌برد.

socialisings is an important part of networking.

معاشرت بخش مهمی از شبکه‌سازی است.

we often go out for socialisings on weekends.

ما اغلب آخر هفته‌ها برای معاشرت بیرون می‌رویم.

socialisings can help you meet new people.

معاشرت می‌تواند به شما کمک کند تا افراد جدیدی را ملاقات کنید.

he prefers socialisings in small groups.

او ترجیح می‌دهد در گروه‌های کوچک معاشرت کند.

socialisings online has become more popular.

معاشرت آنلاین محبوبیت بیشتری پیدا کرده است.

they organized socialisings to strengthen team bonds.

آنها معاشرت‌هایی را برای تقویت پیوندهای تیم سازماندهی کردند.

socialisings can lead to new opportunities.

معاشرت می‌تواند منجر به فرصت‌های جدیدی شود.

finding time for socialisings is essential for work-life balance.

پیدا کردن زمانی برای معاشرت برای حفظ تعادل بین کار و زندگی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید