socking

[ایالات متحده]/ˈsɒk.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɑː.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. خیلی (بزرگ); به شدت (بزرگ)

عبارات و ترکیب‌ها

socking it

در حال ضربه زدن

socking away

پس انداز کردن

socking up

جذب کردن

socking match

مسابقه جورابی

socking great

عالی

socking fun

سرگرم کننده

socking deal

معامله خوب

socking power

قدرت ضربه

socking surprise

غافلگیری

socking style

سبک جورابی

جملات نمونه

he was socking away money for a new car.

او پول را برای یک ماشین جدید کنار می‌گذاشت.

she enjoys socking her friends with playful punches.

او از مشت زدن بازیگوشانه به دوستانش لذت می‌برد.

the child was socking the ball into the net.

کودک توپ را به داخل سبد می‌زد.

he has a habit of socking his worries away.

او عادت دارد نگرانی‌هایش را کنار بگذارد.

they were socking it to the competition with their new product.

آنها با محصول جدید خود رقبا را شکست دادند.

she was socking in the rain, enjoying every moment.

او در باران قدم می‌زد و از هر لحظه لذت می‌برد.

he keeps socking his old clothes for charity.

او لباس‌های قدیمی خود را برای کمک به خیریه کنار می‌گذارد.

they were socking away snacks for the movie night.

آنها برای شب تماشای فیلم، میان وعده کنار می‌گذاشتند.

she felt like socking him for his rude remarks.

او احساس می‌کرد می‌خواهد به خاطر حرف‌های بی‌ادبش به او مشت بزند.

he was socking it to the critics with his latest film.

او با آخرین فیلمش منتقدین را شکست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید