socle

[ایالات متحده]/ˈsɒkl/
[بریتانیا]/ˈsoʊkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایه یا سکوی یک ستون؛ پایه حمایتی، اغلب تزئینی
Word Forms
جمعsocles

عبارات و ترکیب‌ها

base socle

socle پایه

socle design

طراحی سوکله

socle support

پشتیبانی سوکله

socle height

ارتفاع سوکله

socle material

جنس سوکله

socle installation

نصب سوکله

socle structure

ساختار سوکله

socle level

سطح سوکله

socle type

نوع سوکله

socle function

عملکرد سوکله

جملات نمونه

the statue stands on a solid socle.

مجسمه بر روی یک پیه مستحکم قرار دارد.

the socle provides stability to the structure.

پایه به استحکام سازه کمک می‌کند.

we need to repair the socle of the monument.

ما نیاز داریم پایه بنای تاریخی را تعمیر کنیم.

the artist designed a unique socle for the sculpture.

هنرمند یک پایه منحصر به فرد برای مجسمه طراحی کرد.

the socle is made of durable materials.

پایه از مواد بادوام ساخته شده است.

they painted the socle to match the artwork.

آنها پایه را به گونه‌ای رنگ کردند که با اثر هنری مطابقت داشته باشد.

visitors often admire the socle of the statue.

بازدیدکنندگان اغلب پایه مجسمه را تحسین می‌کنند.

the socle elevates the piece above ground level.

پایه اثر را بالاتر از سطح زمین قرار می‌دهد.

she chose a minimalist socle for her installation.

او یک پایه مینیمال برای نصب خود انتخاب کرد.

the socle was intricately carved with patterns.

پایه به طور پیچیده با طرح‌ها حکاکی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید