softball game
بازی سافت بال
softball team
تیم سافت بال
softball player
بازیکن سافت بال
softball field
زمین سافت بال
softball tournament
تورنمنت سافت بال
softball practice
تمرین سافت بال
softball coach
مربی سافت بال
softball bat
چوب بیسبال
softball pitch
پرتاب سافت بال
softball league
لیگ سافت بال
she plays softball every weekend with her friends.
او آخر هفتهها با دوستانش سافتبال بازی میکند.
he joined the local softball league to stay active.
او برای فعال ماندن به لیگ سافتبال محلی پیوست.
softball practice starts at 5 pm on tuesdays.
تمرینات سافتبال ساعت 5 بعد از ظهر روزهای سهشنبه شروع میشود.
they won the championship in the women's softball tournament.
آنها در مسابقات سافتبال زنان قهرمان شدند.
softball is a great way to make new friends.
سافتبال راهی عالی برای پیدا کردن دوستان جدید است.
she has been playing softball since she was a child.
او از زمان کودکی سافتبال بازی کرده است.
they organized a softball game for charity.
آنها یک بازی سافتبال خیریه برگزار کردند.
he enjoys watching professional softball on tv.
او از تماشای سافتبال حرفهای در تلویزیون لذت میبرد.
softball requires teamwork and good communication.
سافتبال به کار گروهی و ارتباط خوب نیاز دارد.
the coach gave them tips to improve their softball skills.
مربی به آنها نکاتی برای بهبود مهارتهای سافتبال خود داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید