softest

[ایالات متحده]/[ˈsɒftɪst]/
[بریتانیا]/[ˈsɒftɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نرم‌ترین؛ بسیار ملایم؛ بسیار لطیف؛ آرام
adv. به بالاترین درجه؛ بسیار ملایم

عبارات و ترکیب‌ها

softest touch

لمس نرم‌ترین

softest blanket

پتو نرم‌ترین

softest light

نور نرم‌ترین

softest voice

صدای نرم‌ترین

softest pillow

بالش نرم‌ترین

softest fabric

پارچه نرم‌ترین

softest spot

محل نرم‌ترین

softest colors

رنگ‌های نرم‌ترین

softest music

موسیقی نرم‌ترین

softest glow

تابش نرم‌ترین

جملات نمونه

the kitten was the softest thing i’d ever felt.

گربه کوچولو نرم‌ترین چیزی بود که تا به حال لمس کرده بودم.

she wore the softest cashmere sweater i’ve ever seen.

او یک ژاکت کشمیری بسیار نرم پوشیده بود که تا به حال دیده بودم.

the baby’s skin felt like the softest silk.

پوست نوزاد مانند ابریشم بسیار نرم احساس می‌شد.

he likes the softest blankets for snuggling on the couch.

او بیشتر از همه پتوهای نرم را برای در آغوش گرفتن روی مبل دوست دارد.

the softest light filtered through the curtains.

نرم‌ترین نور از میان پرده‌ها عبور می‌کرد.

i bought the softest towels for the bathroom.

من نرم‌ترین حوله‌ها را برای حمام خریدم.

the softest music played in the background.

نرم‌ترین موسیقی در پس‌زمینه پخش می‌شد.

she has the softest voice i’ve ever heard.

او صدایی دارد که نرم‌ترین صدایی است که تا به حال شنیده‌ام.

the puppy’s fur was the softest and fluffiest.

پوش موی توله سگ نرم و پف‌دارترین بود.

he prefers the softest fabrics for his shirts.

او ترجیح می‌دهد برای پیراهنش از نرم‌ترین پارچه‌ها استفاده کند.

the softest pillow helped me fall asleep quickly.

بالشت نرم به من کمک کرد تا به سرعت به خواب بروم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید