solaced by friends
آرام گرفته با دوستان
solaced in silence
آرام گرفته در سکوت
solaced my heart
قلب من آرام گرفت
solaced her soul
روح او آرام گرفت
solaced through art
آرام گرفته از طریق هنر
solaced with love
آرام گرفته با عشق
solaced in dreams
آرام گرفته در رویاها
solaced by nature
آرام گرفته با طبیعت
solaced in prayer
آرام گرفته در نماز
solaced with music
آرام گرفته با موسیقی
she solaced her friend after the loss.
او دوستش را پس از دست دادن آرام کرد.
the kind words solaced him during tough times.
کلمات مهربانانه او را در دوران سخت آرام کردند.
he found solace in music when he was sad.
وقتی ناراحت بود، آرامش را در موسیقی یافت.
they solaced each other with shared memories.
آنها با خاطرات مشترک یکدیگر را آرام کردند.
reading books solaced her troubled mind.
مطالعه کتاب ذهن پریشان او را آرام کرد.
nature solaced him after a long day.
طبیعت بعد از یک روز طولانی او را آرام کرد.
she solaced herself with a warm cup of tea.
او با یک فنجان چای گرم خود را آرام کرد.
friends solaced him with their presence.
دوستان با حضورشان او را آرام کردند.
he solaced his soul through meditation.
او از طریق مدیتیشن روح خود را آرام کرد.
she solaced her heart with positive thoughts.
او قلبش را با افکار مثبت آرام کرد.
solaced by friends
آرام گرفته با دوستان
solaced in silence
آرام گرفته در سکوت
solaced my heart
قلب من آرام گرفت
solaced her soul
روح او آرام گرفت
solaced through art
آرام گرفته از طریق هنر
solaced with love
آرام گرفته با عشق
solaced in dreams
آرام گرفته در رویاها
solaced by nature
آرام گرفته با طبیعت
solaced in prayer
آرام گرفته در نماز
solaced with music
آرام گرفته با موسیقی
she solaced her friend after the loss.
او دوستش را پس از دست دادن آرام کرد.
the kind words solaced him during tough times.
کلمات مهربانانه او را در دوران سخت آرام کردند.
he found solace in music when he was sad.
وقتی ناراحت بود، آرامش را در موسیقی یافت.
they solaced each other with shared memories.
آنها با خاطرات مشترک یکدیگر را آرام کردند.
reading books solaced her troubled mind.
مطالعه کتاب ذهن پریشان او را آرام کرد.
nature solaced him after a long day.
طبیعت بعد از یک روز طولانی او را آرام کرد.
she solaced herself with a warm cup of tea.
او با یک فنجان چای گرم خود را آرام کرد.
friends solaced him with their presence.
دوستان با حضورشان او را آرام کردند.
he solaced his soul through meditation.
او از طریق مدیتیشن روح خود را آرام کرد.
she solaced her heart with positive thoughts.
او قلبش را با افکار مثبت آرام کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید