find solaces
یافتن آرامش
solaces in nature
آرامش در طبیعت
solaces of music
آرامش موسیقی
solaces of friendship
آرامش دوستی
solaces in silence
آرامش در سکوت
solaces of love
آرامش عشق
solaces of art
آرامش هنر
solaces in faith
آرامش ایمان
solaces of solitude
آرامش تنهایی
solaces of hope
آرامش امید
he finds solace in reading books during tough times.
او در دوران سخت، آرامش را در خواندن کتابها مییابد.
music often solaces her when she feels lonely.
اغراقاً موسیقی او را آرام میکند وقتی احساس تنهایی میکند.
nature provides solace for those seeking peace.
طبیعت آرامش را برای کسانی که به دنبال صلح هستند، فراهم میکند.
in moments of grief, friends can be a great solace.
در زمان اندوه، دوستان میتوانند منبع آرامش بزرگی باشند.
he sought solace in the warmth of his family's embrace.
او آرامش را در گرمای آغوش خانوادهاش جستجو کرد.
writing poetry serves as a solace for her troubled mind.
نوشتن شعر به عنوان آرامش خاطر برای ذهن پریشان او عمل میکند.
solaces can be found in small daily rituals.
میتوان آرامش را در مناسک روزانه کوچک یافت.
he often solaces himself with thoughts of happier times.
او اغلب با فکر کردن به زمانهای شادتر خود را آرام میکند.
traveling can be a solace for those feeling overwhelmed.
سفر میتواند برای کسانی که احساس غرق شدن میکنند، آرامش بخش باشد.
she finds solace in the company of her pets.
او آرامش را در کنار حیوانات خانگی خود مییابد.
find solaces
یافتن آرامش
solaces in nature
آرامش در طبیعت
solaces of music
آرامش موسیقی
solaces of friendship
آرامش دوستی
solaces in silence
آرامش در سکوت
solaces of love
آرامش عشق
solaces of art
آرامش هنر
solaces in faith
آرامش ایمان
solaces of solitude
آرامش تنهایی
solaces of hope
آرامش امید
he finds solace in reading books during tough times.
او در دوران سخت، آرامش را در خواندن کتابها مییابد.
music often solaces her when she feels lonely.
اغراقاً موسیقی او را آرام میکند وقتی احساس تنهایی میکند.
nature provides solace for those seeking peace.
طبیعت آرامش را برای کسانی که به دنبال صلح هستند، فراهم میکند.
in moments of grief, friends can be a great solace.
در زمان اندوه، دوستان میتوانند منبع آرامش بزرگی باشند.
he sought solace in the warmth of his family's embrace.
او آرامش را در گرمای آغوش خانوادهاش جستجو کرد.
writing poetry serves as a solace for her troubled mind.
نوشتن شعر به عنوان آرامش خاطر برای ذهن پریشان او عمل میکند.
solaces can be found in small daily rituals.
میتوان آرامش را در مناسک روزانه کوچک یافت.
he often solaces himself with thoughts of happier times.
او اغلب با فکر کردن به زمانهای شادتر خود را آرام میکند.
traveling can be a solace for those feeling overwhelmed.
سفر میتواند برای کسانی که احساس غرق شدن میکنند، آرامش بخش باشد.
she finds solace in the company of her pets.
او آرامش را در کنار حیوانات خانگی خود مییابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید