solaces

[ایالات متحده]/ˈsɒl.ɪs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈsɑː.lə.sɪz/

ترجمه

n. آرامش یا تسلی در زمان غم

عبارات و ترکیب‌ها

find solaces

یافتن آرامش

solaces in nature

آرامش در طبیعت

solaces of music

آرامش موسیقی

solaces of friendship

آرامش دوستی

solaces in silence

آرامش در سکوت

solaces of love

آرامش عشق

solaces of art

آرامش هنر

solaces in faith

آرامش ایمان

solaces of solitude

آرامش تنهایی

solaces of hope

آرامش امید

جملات نمونه

he finds solace in reading books during tough times.

او در دوران سخت، آرامش را در خواندن کتاب‌ها می‌یابد.

music often solaces her when she feels lonely.

اغراقاً موسیقی او را آرام می‌کند وقتی احساس تنهایی می‌کند.

nature provides solace for those seeking peace.

طبیعت آرامش را برای کسانی که به دنبال صلح هستند، فراهم می‌کند.

in moments of grief, friends can be a great solace.

در زمان اندوه، دوستان می‌توانند منبع آرامش بزرگی باشند.

he sought solace in the warmth of his family's embrace.

او آرامش را در گرمای آغوش خانواده‌اش جستجو کرد.

writing poetry serves as a solace for her troubled mind.

نوشتن شعر به عنوان آرامش خاطر برای ذهن پریشان او عمل می‌کند.

solaces can be found in small daily rituals.

می‌توان آرامش را در مناسک روزانه کوچک یافت.

he often solaces himself with thoughts of happier times.

او اغلب با فکر کردن به زمان‌های شادتر خود را آرام می‌کند.

traveling can be a solace for those feeling overwhelmed.

سفر می‌تواند برای کسانی که احساس غرق شدن می‌کنند، آرامش بخش باشد.

she finds solace in the company of her pets.

او آرامش را در کنار حیوانات خانگی خود می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید