| قسمت سوم فعل | solemnized |
| زمان گذشته | solemnized |
| شکل سوم شخص مفرد | solemnizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | solemnizing |
solemnize a marriage
برگزار کردن ازدواج
solemnize an occasion
برگزار کردن یک مناسبت
solemnize a ceremony
برگزار کردن یک مراسم
solemnize a vow
گزاردن یک سوگند
solemnize a commitment
برگزار کردن یک تعهد
solemnize an event
برگزار کردن یک رویداد
solemnize a promise
گزاردن یک قول
solemnize a union
برگزار کردن یک اتحاد
solemnize a blessing
برگزار کردن یک برکت
solemnize a dedication
برگزار کردن یک تقدیم
they plan to solemnize their marriage next month.
آنها قصد دارند ماه آینده ازدواج خود را رسمی کنند.
the couple decided to solemnize their vows in a beautiful garden.
زوج تصمیم گرفتند سوگندهای خود را در یک باغ زیبا به رسمیت بشناسانند.
it is important to solemnize the occasion with a proper ceremony.
مهم است که این مناسبت را با یک مراسم مناسب به رسمیت بشناسانید.
the church will solemnize the baptism of the baby.
کلیسای کودک را غسل تعمید خواهد داد.
we will solemnize our friendship with a special gathering.
ما دوستی خود را با یک گردهمایی خاص به رسمیت خواهیم شناخت.
they chose to solemnize their anniversary with a romantic dinner.
آنها تصمیم گرفتند سالگرد خود را با یک شام رمانتیک به رسمیت بشناسانند.
to solemnize the event, they invited close family and friends.
برای به رسمیت شناختن این رویداد، آنها خانواده و دوستان نزدیک را دعوت کردند.
he wanted to solemnize the occasion with a heartfelt speech.
او می خواست این مناسبت را با یک سخنرانی صمیمانه به رسمیت بشناسد.
the school will solemnize the graduation ceremony next week.
مدرسه هفته آینده مراسم فارغ التحصیلی را به رسمیت خواهد شناخت.
they will solemnize their commitment to each other in front of witnesses.
آنها تعهد خود به یکدیگر را در حضور شاهدان به رسمیت خواهند شناخت.
solemnize a marriage
برگزار کردن ازدواج
solemnize an occasion
برگزار کردن یک مناسبت
solemnize a ceremony
برگزار کردن یک مراسم
solemnize a vow
گزاردن یک سوگند
solemnize a commitment
برگزار کردن یک تعهد
solemnize an event
برگزار کردن یک رویداد
solemnize a promise
گزاردن یک قول
solemnize a union
برگزار کردن یک اتحاد
solemnize a blessing
برگزار کردن یک برکت
solemnize a dedication
برگزار کردن یک تقدیم
they plan to solemnize their marriage next month.
آنها قصد دارند ماه آینده ازدواج خود را رسمی کنند.
the couple decided to solemnize their vows in a beautiful garden.
زوج تصمیم گرفتند سوگندهای خود را در یک باغ زیبا به رسمیت بشناسانند.
it is important to solemnize the occasion with a proper ceremony.
مهم است که این مناسبت را با یک مراسم مناسب به رسمیت بشناسانید.
the church will solemnize the baptism of the baby.
کلیسای کودک را غسل تعمید خواهد داد.
we will solemnize our friendship with a special gathering.
ما دوستی خود را با یک گردهمایی خاص به رسمیت خواهیم شناخت.
they chose to solemnize their anniversary with a romantic dinner.
آنها تصمیم گرفتند سالگرد خود را با یک شام رمانتیک به رسمیت بشناسانند.
to solemnize the event, they invited close family and friends.
برای به رسمیت شناختن این رویداد، آنها خانواده و دوستان نزدیک را دعوت کردند.
he wanted to solemnize the occasion with a heartfelt speech.
او می خواست این مناسبت را با یک سخنرانی صمیمانه به رسمیت بشناسد.
the school will solemnize the graduation ceremony next week.
مدرسه هفته آینده مراسم فارغ التحصیلی را به رسمیت خواهد شناخت.
they will solemnize their commitment to each other in front of witnesses.
آنها تعهد خود به یکدیگر را در حضور شاهدان به رسمیت خواهند شناخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید