solipsisms

[ایالات متحده]/ˈsɒlɪpsɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈsɑːlɪpsɪzəmz/

ترجمه

n. نظریه‌ای که تنها ذهن خود شخص به‌طور قطع وجود دارد

عبارات و ترکیب‌ها

solipsisms of thought

خودمحوری در تفکر

solipsisms in philosophy

خودمحوری در فلسفه

solipsisms of existence

خودمحوری در هستی

solipsisms and reality

خودمحوری و واقعیت

solipsisms of perception

خودمحوری در ادراک

solipsisms in literature

خودمحوری در ادبیات

solipsisms of self

خودمحوری خود

solipsisms and others

خودمحوری و دیگران

solipsisms of consciousness

خودمحوری در آگاهی

solipsisms in art

خودمحوری در هنر

جملات نمونه

his solipsisms often lead him to misunderstand others.

اغراق‌گویی‌های او اغلب باعث می‌شود دیگران را متوجه نشود.

in philosophy, solipsisms can create a barrier to understanding reality.

در فلسفه، خودشیفتگی می‌تواند مانعی برای درک واقعیت ایجاد کند.

solipsisms can isolate individuals from meaningful relationships.

خودشیفتگی می‌تواند افراد را از روابط معنادار جدا کند.

she often reflects on her solipsisms during quiet moments.

او اغلب در لحظات آرام به خودشیفتگی‌های خود فکر می‌کند.

his solipsisms were evident in his lack of empathy.

خودشیفتگی‌های او در فقدان همدلی او آشکار بود.

solipsisms can distort one's perception of the world.

خودشیفتگی می‌تواند درک یک فرد از جهان را تحریف کند.

the artist's work often explores themes of solipsisms.

اثر هنرمند اغلب مضامین خودشیفتگی را بررسی می‌کند.

he argued that solipsisms undermine collective experiences.

او استدلال کرد که خودشیفتگی تجربیات جمعی را تضعیف می‌کند.

her solipsisms made it difficult for her to accept feedback.

خودشیفتگی‌های او باعث می‌شد که برایش دشوار باشد بازخورد دریافت کند.

philosophers debate the implications of solipsisms in ethics.

فیلسوفان درباره پیامدهای خودشیفتگی در اخلاق بحث می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید